.:::DemonBatista.Ir:::.
Iranian Fansite Of The Animal Dave Batista
درود فراوان بر شما ... -------------------------------------------------------- خوب خدا رو شکر فرصتی پیش اومد تا بتونم با یک پست نسبتا کوتاه در خدمت شما عزیزان باشم. امیدوارم لذت کافی رو ببرید. ابتدا خبری که در سایت wwe و سایتهای باتیستا زده شده : کمپانی wwe جدیدترین DVD باتیستا رو با نام UNLEASHED به بیرون خواهد داد . این پک شامل ۳ DVD از مسابقات باتیستا می باشد . البته نا گفته نماند مدت زمان این مجموعه به مدت ۵۴۰ دقیقه می باشد. ------------------------------------------------ چند ویدیو کمیاب با حجم کم از دیو براتون آماده کردم که امیدوارم خوشتون بیاد اگرم که تکراری دراومد از الان عذرخواهی می کنم. ویدیو اول مربوط میشه به اسمک داون سال ۲۰۰۵ ، دوستی باتیستا و اددی ... ویدیو بعدی هم مربوط میشه به ونجنیس سال ۲۰۰۵ ، بعد از مسابقه باتیستا و تریپل اچ در بک استیج. -------------------------------------------------------- " عکس منتخب پست " -------------------------------------------------------- "فرهاد " با عرض سلام به شما دوستان عزیز --------------------------------------------------------------------- به خاطر کمکاری های اخیر از شما عذرخواهی می کنم . برای کمکاری بقیه نظری ندارم و نمیتونم بگم شاید اشتباه باشه ولی برای خودم رو بگم که متاسفانه محدودیت حجمی اینترنتم بسیار کم شده ، از اون طرف هم هیچ خبر خاصی از باتیستا نیست که بذارم فقط امروز با یک عکس و یک مسابقه زیبا از باتیستا در خدمت شما هستم اولیش مربوط به این میشه که باتیستا پس از گذراندن دوران مصدومیتش ، بر روی بازوی دست چپش خالکوبی جدیدی رو انجام داده که میتونید در عکس زیر ملاحظه کنید : این هم مسابقه ای که براتون آماده کردم . مسابقه ای که در اوج ناباوری ثبت شد . چون قطعا کمپانی نمی خواست که یکی از این افراد شکست بخورند تا قدرتشان کم جلوه داده شود . Batista Vs John Cena امیدوارم از بازی لذت برده باشید خوب دوستان فکر کنم این آخرین پستی بود که تا آخر هفته بعد ارسال می کنم ، البته شاید اینترنتم اجازه داد تا مسابقه دیگری رو هم تا اخر این هفته بذارم ولی خوب دلیلش هم اینه که انشالله جمعه این هفته با هیئتمون طی یک سفر : زیارتی ، سیاحتی به مشهد مقدس میریم ( حیف که دوستان مشهدی به ویژه آقا جلال رو به خاطر این که با هیئت هستم نمیتونم ببینم ) . انشاالله اگه زنده برگشتیم ( در ضمن یک خواهشی هم که از دوستان دارم ، وقتی که نظر خصوصی ارسال می کنند و منتظر جواب هستند حتما به صورت نظر عادی هم بنویسند که نظر خصوصی ارسال کردیم . چون چند وقت پیش شخصی نظر خصوصی ارسال کرد ولی چون کسی به نظرات خصوصی نگاهی نکرده بود ، به سوال آن شخص جواب داده نشده بود که در نظر بعدیشون اظهار گلایه کردند -------------------------------------------------------- " عکس منتخب پست "
------------------------------------------------------- موفق باشید خدانگهـــــدار سلام... ------------------------------------------ دوستان عزیز دفعه قبل یک والپیپر از باتیستا ساختم که زیاد مورد توجه قرار نگرفت به خاطر همین گفتم یکی دیگه بسازم شاید خوشتون اومد --------------------------------------------- این عکس هم که در پایین میبینید مربوط میشه به COC . باتیستا در حال امضا کردن تی شرت برای معلولین : ----------------------------------------- دوست عزیزی مبارزه باتیستا و آندرتیکر در سایبر ساندی رو درخاست کرده بود که ما قبلا در وب قرار داده بودیم . شما می تونید این مسابقه رو از لینک زیر دانلود کنید : ----------------------------------------------------- عکس های باتیستا برای گیم جدید کشتی کج : ------------------------------------------ " عکس منتخب پست " در این عکس فکر کنم به قدرت باتیستا بمب پی ببرید:d ---------------------------------------------- " فرهاد " با عرض سلام مجدد خدمت همراهان گرامی ... -------------------------------------- قسمت دوم این مجموعه هم تشکیل دهنده ی این پست بنده است .انشالاه در قسمت سوم دو تیتر Washington D.C و Happy Weekends را قرار میدم .شخصا دوست دارم که با دقت مطالب رو بخونید و اگه ابهامی داره در قسمت نظرات ،این ابهامات رو بیان کنید . Lesbian And Democrat پدر مادرم نیز در نظام خدمت میکرد . اسم او Kenneth Mullins بود . او در نیروی دریایی فعالیت داشت و در جنگ با کره توانست مقامهایی مانند Purble Heart و Silver Stare را دریافت نماید . هر دو پدربزرگهای من ، افرادی سربلند برای کشورشان بودند . من زیاد به اقوام یونانی ام نزدیک نبودم که این بیشتر به خاطر میل مادرم بود ، اما مادرم همیشه به من می گفت که در لحظه ی به دنیا آمدنت ، اقوام یونایی تو با شور و هیجان خاصی برای دیدنت آمده بودند و در همان لحظه هم خطاب به تو ، فریاد می زدند که او یک یونانی است . اما در مقابل اقوام پدرت که اهل فیلیپین بودند ، زیاد از کار آنها راضی نبودند و برای مقابله با آنها ، می گفتند که چهره ی تو بیشتر شبیه فیلیپینی هاست نه یک یونانی . مادرم به خودش ، در خانواده ی خود ف لقب گوسفند مشکی را داده بود . او همیشه خودش را از پدر و مادرش آزادتر می دانست . بسیار آزاد ! پدربزرگم یک انسان قدیمی با افکار و سنتهای قدیمی بوده است . در مقابل مادرم عضو حزب چپ دموکراتها بود . بعد از اینکه او از پدرم جدا گشت ، عاشق یک زن شد . ظاهرا یکبار پدربزرگم ، مادرم را با یک زن دیگر در رختخواب دیده بود که این موضوع باعث شده بود که پدربزرگم برای اولین بار دریابد که او علاوه بر دموکرات بودن یک هم جنس باز نیز است . با این وجود مادر و پدربزرگم سالهای زیادی را با هم بوده اند و می دانم که علاقه ی زیادی بین آنهاست و مادرم نیز کمی از آن کارها پشیمان است اما با همه ی این وجود ، دو چیز پدر بزرگم را دچار افسردگی کرد : 1- دموکرات بودن دخترش 2- همجنس باز بودن او . مادرم در این رابطه می گوید از بین این دو دموکرات بودن و حزب بازی من برای پدرم دردناک تر و بدتر بود . امیال جنسی مادرم ، هرگز برای من، به یک موضوع مهم و اساسی تبدیل نشد ، چرا که او آنقدر به من و خواهرم عشق می ورزید که این پدیده ، برای ما بسیار کم رنگ و غیر قابل احساس بود و هیچ تردیدی را نسبت به او در دل ما نمی افکند . نمایش ناقوس پدرم یک داستان متفاوت دارد . او و مادرم در دبیرستان عاشق یکدیگر شدند و بعد از دبیرستان با هم ازدواج کردند . هر دوی آنان واقعا جوان و بی تجربه بودند . من به طور دقیقی نمی دانم چه اتفاقاتی رخ داده است ، اما این برای من کاملا روشن است که در زمان تولدم، پدرم هرگز آمادگی پدر شدن را نداشته است . وقتی قصد دارم با هم بودن آنها را به یاد بیاورم ، چیزی جز جنگ و جدال بین آنها ، در ذهنم تداعی نمی شود و محبت آنها به یکدیگر و یا در آغوش گرفتن هم و یا بوسیدن همدیگر و یا هر چیزی مشابه این اعمال را ، از آنها را به خاطر نمی آورم . . من فقط نمایش ناقوس را به یاد دارم که درباره ی فقدان اتحاد خانوادگی بود که از آن نمایش اولین موضوعی که به ذهنم می رسید ، زندگی خودم بود . در تمام سالهایی که والدینم از هم طلاق گرفتند ، هیچگاه به خاطر ندارم که پدرم به هنگام راه رفتنم ، از من پشتیبانی کند . مادرم همیشه در باره ی پدرم یک جمله می گفت :"تو هیچگاه نمی توانی کاری را انجام دهی که از سنگ خون بریزد." نمی دانم در مورد این جمله چه بگویم ، اما فقط می دانم که پدرم در آن برهه ی زمانی برای ما زندگی زیاد خوبی را فراهم نساخت . ما در نوعی زباله دان می زیستیم . هیچ چیز نداشتیم و در آن زمان در مورد پدرم افکار درستی را نداشتم . اجازه بدهید ببینم ! بله ما برای اولین بار حدود 10 سال پیش با هم حرف زدیم . اما صحبتی که هیچ گونه لطافتی در آن نبود . من احساس می کردم ، گویا به اجبار با او صحبت می کردم .. هنوز هم موضوعات بین ما بسیار سخت است و من فکر می کنم او هرگز دوست نداشته است یک پدر باشد . چرا که او اخیرا خودش به من گفت که ، نمی دانم چطور یک پدر شدم و این موضوع قبل از گفتن این جمله نیز برایم کاملا هویدا و آشکار بود اما او می توانست این جمله را ، بهتر بیان دارد . او گفت : این باعث ناراحتی من می شود که در مورد گذشته ی خیلی دور ، با هم صحبت کنیم چون که هیچ ارتباطی به حال ندارد . اما من به او گفتم این مرا اصلا ناراحت نمی کند . من گذشته ام را گم نکرده ام و فراموش نخواهم کرد، چرا که اگر فراموش کنم ، بایستی این را هم فراموش کنم که هیچ پدری نداشتم. من می دانم او آنجا نبود . می دانم که او پدرم است . در حالی که می دانم یک پدر دارم ، با یک احساس بی پدری بزرگ شدم .این در حالی است که مادرم ، نقش پدر را نیز برای من ایفا میکرد . آنچه که می دانم و به یاد می آورم مادرم بود و در نتیجه که آنچه من به او عادت داشتم مادرم بود . پس می توانم بگویم پدرم آنجا نبود و به همین علت من در زندگی ، او را از دست داده و گمشده می دانم . دانستن این دانستنی ها ، یک مزیت بزرگ داشتم : اینکه سعی می کنم یک پدر ، مانند پدرم نباشم . از اولین ازدواج من مدت زیادی نمی گذرد . یعنی فقط زمان کافی برای داشتن دو بچه . در واقع ما فقط برای این ازدواج کردیم که همسرم حامله شده بود . اما من هرگز احساس نکردم که توانایی پدر شدن را ندارم چرا که اگر این احساس را داشتم می توانستم به راحتی حاملگی همسرم را قبول نکنم و آن بچه را حق مردی دیگر بدانم .اگر پدرم جای من بود هر تصمیم گیری عجیبی از جانب او بعید نبود . من همیشه خواسته ام در کنار فرزندانم باشم . آنها را دوست دارم و خواهم داشت . استفاده ی کلمات در باره ی پدر بودن بسیار سخت است و این چیزی است که شما باید واقعا آنرا احساس کنید و من آنرا با قدرت احساس می کنم . ----------------------------------------- "عکس منتخب پست" فقط یک توضیح کوتاه در مورد این عکس بر روی یکی از مجلات ورزشی به چاپ رسیده بدم که ، در روی عکس به نقل از HBK یک کادری باز شده و خلاصه ی معنی اون این میشه که ، Clothesline خوردن از یک شخص 290 پوندی مثل Batista مانند تصادف با ماشین میمنونه اما باید برای خوردن این Clotheline ، به همان سایز هم استقامت داشته باشی .در کل فکر می کنم عکس جالبی باشه. **Full Size** http://www.wrestleshare.com/images/uskeh73k8ufiegr8h531.jpg ---------------------------------------- امیدوارم از خوندن این مطلب هم لذت برده باشید . فقط یک بار دیگه هم محض تاکید، درباره ی آدرس وب باید بگم که اگر این روز ها در ورود با پسوند .IR به مشکل برخودید ، موقتا با پسوند .Blogfa.com وارد وب بشید . جواب چندی از نظرات رو هم در نظرات پست قبل دادم . موفق و یربلند باشید . جلال سلام ... ---------------------------------------------------- خب امروز هم با یک پست نسبتا کوتاه اومدم و تا چند ساعت آینده یا نهایتا فردا صبح، با قسمت دوم Batista Unleashead Book خدمت دوستدارن Batista می رسم .دو خبر و یک مسابقه ی درخواستی محتویات این پست رو تشکیل میده . -------------------------------------------------- همین اول بگم که این اخبار مربوط به تاریخهای 2 و 3 جولای هست که متاسفانه فرصت نشده بود در اختیار دوستان قرار بدم . به هر حال خبر اول که با عنوان این سوال که "آیا سوروایور سریز تاریخی جدید برای بازگشت باتیستاست؟" در خبرگزاری رستلینگ-اج درج شده است ، مضمون زیر رو داره : تاریخ بازگشت Batista در سوروایور امسال محتمل است چون این مسابقات در شهر D.C زادگاه Batista انجام خواهد شد . این در حالی است که طرفداران او خوشبینانه منتظر بازگشت او قبل از تابستان هستند اما گزارشها از وضعیت دست Batista حاکی از این است که ضربه ی شدید وارد به بدن او اجازه ی بازگشت به او قبل از تابستان را نخواهد داد .(البته ما هم خوشبینانه امیدواریم که در این تابستان، شاهد بازگشت او باشیم.) ------------------------------------------------- خبر دوم هم که باز بنده در خبرگزاری ذکر شده در خبر بالا مشاهده کردم حاکی از این موضوع است که : در جریان Raw هفته ی پیش که Batista میزبان آن بود ، دوستان او در بک استیج از او شنیده بودند که من برنامه ای ویژه برای ریکاوری پارگی تاندون خود دارم که با توجه به این برنامه تمرینات منسجمی را حدود 4 الی 6 هفته ی بعد ، آغاز خواهم کرد . --------------------------------------------------- " Batista Vs. Edge Vs. The Undertaker For The World HeavyWeight Champion " خب اینم مسابقه ای درخواستی از جانب سامان عزیز.... بعد از دخالت ناخواسته ی Edge در مسابقه ی Hell In A Cell به عنوان یک فیلمبردار در سوروایور 2007 ، و پیروزی Batista در اون مسابقه ، زمینه ی یک درگیری سه نفره در براند Smackdown محیا شد و آغاز درگیری ها تا ثبت این مسابقه برای PPV بعد ادامه یافت . در 23 نوامبر همان سال Batista در برنامه ی Cutting Edge به میزبانی Edge ، شرکت کرد و بعد رخ دادان اتفاقاتی در این مسابقه مقرر شد در هفته ی بعد این دو استار در مقابل هم مبارزه کنند اما دخالت Undertaker در این مسابقه سبب شد این مسابقه بی نتیجه بماند و به نحوی زنگ خطری برای این دو استار باشد . در هفته ی بعد در مین اونت، Edge به مصاف Kane رفت و در حالی که Edge با صندلی به او حمله کرده بود ، Batista به کمک Kane شتافت اما چند لحظه بعد چراغهای ورزشگاه خاموش شد و Undertaker در رینگ ظاهر شد اما بلافاصله بعد از ظاهر شدن او با اسپیر Batista مواجه شده بود که البته قصد از این حمله ی باتیستا ، Edge بود . بعد از این Spear ، اج هم در حال فرار بود که تدی لانگ از جانب جنرال منیجر وقت SD وارد شد و اعلام کرد یک مسابقه ی Triple Threat بین این سه سوپراستار را در Armageddon 2007 ، بایستی انجام شود و بعد از این شب ،این مسابقه ترتیب داده شد . ( این مسابقه به همراه پرومو و ورودی Batista در پنج قسمت برای شما آماده شده که حجم هر یک از فایلها از 4 مگابایت تجاوز نمی کنه و کیفیت تصاویر هم بد نیست .امیدوارم که دوستانی که ندیدند ، بتونند دانلود کنند .) دانلود پرومو :
دانلود ورودی Batista : دانلود مسابقه در 5 قسمت : ------------------------------------------- "عکس منتخب پست" -------------------------------------------- امیدوارم از این مطلب هم خوشتون اومده باشه . یک نکته ی مهم رو هم در آخر در مورد وب باید متذکر بشم که امکان داره تا چند روز آینده دومین وب دچار مشکل بشه که اگر چنین شد شما بایستی از همون آدرس Www.Demonbatista.Blogfa.Com موقتا وارد وب بشید تا بنده دومین رو بتونم تمدید کنم . قبلا از همکاری شما مچکرم . تا ساعاتی دیگر خدانگهدار جلال درود فراوان بر شما... -------------------------------------------------------- " صحبتهای باتیستا در رابطه با فقر " من با فقر بزرگ شدم و میدانم که با فقر بزرگ شدن چقدر سخته و همچنین از فقر به اوج رسیدن چقدر لذت بخش. من دارم در رابطه با تراز فقر و ثروت صحبت می کنم اما این صحبت منو آزار میده چون من هم در گذشته یکی از افراد گرسنه و بی خانمان بودم در سال ۱۹۹۷وضع زندگیم بهتر شد و بیماری آسم من هم تا حدودی بهبود یافت و من روز به روز پیشرفت می کردم و به دنیای کشتی نزدیکتر می شدم. در اون زمان ترسم همش بر این بود که دوباره دچار فقر و بدبختی بشم در زمان کودکی یادمه که مادرم بیشتر اوقات گریه می کرد و من و خواهرم نیز همراه با مادرم گریه می کردیم دلیل گریه های مادرم هم چیزی نبود جز فقر. او همیشه می گفت من نمی خواهم بچه هایم گرسنه بمانند. باتیستا در ادامه صحبتهاش گفت من همیشه حس نبرد داشتم، انسان باید در سخت ترین شرایط نبرد کند و پیروز شود و من بخاطر همین حسی که دارم خودمو تحسین می کنم. من در اون زمان گفتم که می خوام همه چیز داشته باشم و به خاطر همین تلاش و کوشش کردم تا به خواسته هایم برسم و موفق شدم. البته به نظر من همه چیز پول نیست اول از همه باید خوش قلب بود، در جوانی من همش با کشته شدن افراد در جلوی چشمانم روبرو می شدم و این در روحیه من تاثیر زیادی می گذاشت اما سعی کردم قلبی مهربان داشته باشم و دارم. باتیستا در ادامه در رابطه با بچه ها گفت که من بچه ها را خیلی دوست دارم و هیچ گاه دوست ندارم بچه ای بیمار باشد و همیشه تلاش می کنم تا بیماریهای آنها را مداوا کنم. دیو در ادامه در مورد خالکوبی بازوش که پرچم فیلیپین و یونان هست گفت که اکثر مردم با این خالکوبی من تعجب می کردند چون تا اون موقع خیلی از افراد نمی دونستند که من دو رگه هستم و به آن افتخار می کنم. این خالکوبی رو یک فرد خیلی ماهر انجام داده اما طرحش مال خودم بود، این خالکوبی بهترین چیزی بود که می تونست اصالت منو نشان بده .هر کسی باید مفتخر باشد به آن چیزی که هست. اما باتیستا در پایان صحبتهاش در رابطه با کشتی تمام کرد و گفت بهترین دوران من در کشتی کج با پسر طبیعت یعنی ریک فلیر بود که همیشه ازش قدردانی خواهم کرد. ------------------------------------------------------- دوستان عزیز و گرامی یک والپیپر از باتیستا ساختم. امیدوارم خوشتون بیاد... -------------------------------------------------------- سری جدید عکس های باتیستا با عنوان Circle of Champions - Spring 2009 : --------------------------------------------------- دوستان عزیز wweshop-iran رو هم باز کردیم. ------------------------------------------------------------- " فرهاد " سلامی دوباره ! ----------------------------------------- امیدوارم از اینکه در یک روز دوبار ریخت بنده رو مشاهده فرمودید ، راضی شده باشید . به قول معروف الوعده وفا و اینم اون مطلبی که قولشو داده بودم که سعی می کنم به صورت سریال وار خدمت دوستان ارائه کنم و خواهشمندم حتمی نظراتون رو بفرمائید تا ایرادات کار بطرف بشه . یک نکته ی دیگر رو هم بگم که این مطالب ، دقیقا مطابق سر فصلهای کتاب Batista Unleashed جمع آوری شده و ترتیب آنها هم طبق سرفصلهای کتاب است و هر مطلبی که تا اینجا در مورد این کتاب ارائه شده ، به صورت پراکنده بوده پس خواهشمندم مبنای ترتیب مطالب رو از این پست دنبال کنید . همچنین برای اینکه ابهامی نباشه در هر پست متن انگلیسی رو هم در ادامه ی مطلب میزارم . امیدوارم با دقت کامل مطالب رو مطالعه فرمائید . ------------------------------------- مردان مرده(Dead Men) هر داستانی شروعی دارد . شروع داستان من در سال 1969 در واشنگتن DC است . این شهر در دهه های 60 و 70 و 80 جزو فقیرترین مکانهای کشور بود . قتل و آدم کشی بسیار رایج بود . ورود کوکائین و دیگر مواد مخدر از واشنگتن DC شروع میشد . زندگی برای کودکان آنجا بسیار بدتر از زندگی برای کودکان کشور های جهان سوم بود . سیاستمداران و سردمداران در آن مقطع زمانی بسیار فاسد بودند و بی خانمانها بسیار نحیف . حتی این برای مردم بصورت قانون بود که به پلیس به چشم یک دشمن بنگرند . با همه ی این وجود آنجا برای من یک خانه بود . نمی توانم بگویم با وجود آن تنگدستی و جنایت های حاکم بر واشنگتن DC من یک انسان ساده و بی تفاوت رشد کردم که اگر چنین بگویم ، دروغ است . زندگی در یک کوچه ی بن بست که آن طرف آن ، محله ی کلیمی ها بود نمی توانست زیاد امن باشد . کوچه ی بن بستی که باعث شد سه مرد در جلوی خانه ی ما در سه زمان مختلف کشته شوند ، زیرا محل مناسبی برای جرم و آدمکشی محسوب میشد . این اتفاقات در حالی رخ داد که من هنوز 9 سال هم نداشتم . با وجود اینکه DC برای عده ی زیادی از مردم یک نوع جهنم محسوب می شد ، برای ما یک منزل ساده بود و زندگیمان زیاد تحت تاثیر جو آنجا قرار نداشت و مهمترین دلیل این موضوع نیز مادرم و حساسیت او نسبت به ما بود . من در 18 ژانویه ی 1969 بدنیا آمدم . برای بعضی از انسانها که با کشتی حرفه ای سروکار دارند ، این تاریخ تبدیل به یک موذل شده است . در شروع کریر من در کشتی حرفه ای ، یک نفر برای من داستانی ساخته بود که من در آن گفته بودم ، در سال 1966 متولد شده ام . سخن آن شخص باعث شد تا وقتی من سن واقعیم را بازگو می کنم مردم دچار تردید شوند و به خاطر همین تردید ، تاریخ های دیگری نیز برای سن من منتشر شود . در واقع همین امر موجب شد تا وقتی سنم رو می گویم مردم فکر کنند که دروغ می گویم . من به خدا سوگند می خورم که این تاریخ ، تاریخ تولد واقعی من است و فکر می کنم این قسم در اینجا بزرگترین دلیل برای حسن کلام من باشد . همین هفته ی پیش بود که چند نفر به دوست دخترم گفته بودن که من در مورد سنم دروغ می گویم که من واقعا 38 ساله نیستم بلکه 42 سال دارم ( کتاب در سال 2006 منتشر شده که در آن زمان Dave 38 ساله بود ) . شاید آن افراد قصد تمسخر او را داشتند . نمی دانم ! من تا به حال سعی کرده ام نه تنها در مورد تاریخ تولدم بلکه در مورد هیچ چیز دروغ نگویم . اینکه من به این بیزنس خیلی دیر وارد شدم بر هیچکس مخفی نیست . من تقریبا 30 ساله بودم که وارد عرصه ی کشتی حرفه ای شدم . یعنی سنی که برای یک کشتی گیر می تواند ، یک سن خداحافظی از میادین باشد . پس من نمی توانم در این رابطه دروغ بگویم چرا که در حال حاضر ، لاف زدن در این مورد ، یک نوع دیوانگی محض است. یعنی اگر قصد دروغ گفتن در مورد سن خودم را داشتم نباید می گفتم 38 سال دارم بلکه باید حداقل 5 سال از این مقدار کم می کردم . من یک خواهر دارم . خواهری که یک سال پس از من متولد شد . والدین ما در آن مقطع حتی فرصتی برای برگزیدن یک نام مناسب برای ما نداشتند . اما هنگام مدرسه رفتن چاره ای جز داشتن نام نداشتیم . بنابراین روی من اسم پدرم یعنی David Michael Bautista گزارده شد . همچنین برای خواهرم نیز نام مادرم یعنی Donna Ray Bautista برگزیده شد . این باعث شد مردم اسم ما را راحت تر به یاد آورند .( من برای شرکت در مسابقات نام خودم را Batista اسپل کردم اما در شناسنامه ام بعد از a اول یک u قرار داده شده است .) پدرم در واشنگتن DC متولد شد ولی خانواده ی او اهل فیلیپین هستند و من به عنوان یک کشتی گیر ، همیشه یک احساس رابطه ی قوی با مردم فیلیپین داشتم چون اصل خانواده ام به آنجا مرتبط است . پدرم با پدر بزرگم در ارتش بود . او در این مورد صحبتی به زبان نمی آورد اما تا آنجایی که می دانم ، او در جنگ جهانی دوم حضور داشته و صدمه و جراحت زیادی ناشی از جنگ را تحمل می کند . فقط در این باره از او شنیدم که او در جنگ یک ضد آتش بوده و چیزی بیشتری در این رابطه از او نمی دانم . من می دانم او مردی بود که واقعا علاقه ی زیادی به معاشرت با زنان داشت . یک زن پرست شدید ! برای همین موضوع نیز او در جوانی ، مشکلات زیادی ناشی از زن دوستی زیاد در San Francisco برایش ایجاد شد . به عنوان مثال یک بار چند گنگستر به مدت چند ماه در پی کشتن او بودند . حتی آنقدر او را تعقیب کردند که مجبور شد به شرق سفر کند . آن روزهای بد بسیار سخت و طولانی سپری می شدند و پدرم هیچ گاه در مورد علت این گریز و فرار با ما سخن نمی گفت و در این مورد عادت به دروغ گفتن به ما را داشت . یکی دیگر از داستانهای کودکیم را از پدربزرگم شنیده ام . او یک فرد فوق العاده ، خوش سیما و مهربان بود اما زیاد نمی توانست مرا پرورش دهد و فقط گاهی که مادرم مجبور بود برای تهیه ی سوخت و آتش ازمنزل خارج شود ، او به اجبار از من مراقبت می کرده است . من هنوز یادم است که از او می پرسیدم چقدر مرا دوست دارد و او در حالی که دستان مرا می گرفت ، می گفت : خیلی زیاد . وقتی او در سال 1988 مرد ، من به طرز ناگهانی شوکه شدم و تا چند وقت تحت تاثیر این شوک بودم . او در گورستان Arlington به خاک سپرده شد ، جایی که رزرو شده ی افرادی است که برای کشور خود خدمت کرده اند به خصوص برای یک ارتشی . پدر بزرگم چند شغل در واشنگتن DC داشت ، اما من فقط او را به عنوان یک آرایشگر به یاد می آورم . او یک مغازه ی بسیار قدیمی در خیابان Oxen Hill داشت که چهار صندلی کهنه در آن وجود داشت . او ناخواسته یکی از معروفترین اشخاص محله ی ما شده بود . طوری که همه او را می شناختند و همه در راه به او سلام می کردند و او هم برای همه صمیمی و دوست داشتنی بود . او همچنین یک پدر بزرگ سخاوتمند بود . وقتی من 6 یا 7 سال داشتم ، مغازه ی او به ما بسیار نزدیک بود . شاید چند بلوک بیشتر فاصله نداشتیم و از همین رو من هر روز به آنجا می رفتم . پسر عمویم Anthony نیز به آنجا رفت و آمد می کرد و پدربزرگم نیز با روی خوش چند دلار حاصل از کار آن روز را به ما میداد . من و آنتونی سعی می کردیم با آن چند دلار به آنطرف خیابان برویم و اسباب بازی تهیه کنیم و بعضا اسباب بازیهایمان را از روی عمد می شکستیم و دوباره پیش پدربزرگ بر می گشتیم و او هم چند دلار دیگه به ما میداد تا اسباب بازیهای جدیدتری تهیه کنیم . پدر بزرگ بخشی از خاطرات من بود و من هیچگاه او را فراموش نخواهم کرد . آنتونی کمی از من بزرگتر بود من و او به هم خیلی نزدیک بودیم طوری که با همین نزدیکی با هم بزرگ شدیم . بسیار صمیمی طوری که در فامیل فقط با آنها رابطه داشتم . با او ، با خواهرش و با والدینش و همین باعث شد که او مانند برادر بزرگتر من باشد اما گاهی اوقات این برادر بزرگتر برای من دردسرآفرین بود . او گه گاه آنقدر مرا اذیت میکرد تا گریه کنم اما باز هم او را دوست داشتم همانطور که او هم به من علاقه مند بود . متاسفانه او چند سال پیش در یک تصادف وحشتناک فوت کرد . این مرگ برایم فوق العاده دردناک بود چون هنوز هم فقدان او را احساس می کنم . ------------------------------------------ "عکس منتخب پست"
------------------------------------------------ یک نظر سنجی جدید هم در وب گزاشته شد . حتما در اون شرکت کنید . تا بعد موفق و پیروز باشید . جلال . سلام و درود --------------------------------------------- خب سعی می کنم در این پست هم ، یک خبر و کوتاه و یک دانلودی خاتمه ی کار باشه تا ببینیم تا شب خدا چی میخواد . همونطور که در قسمت نظرات دو پست قبل خدمتون عرض کرد Batista باز هم از دوران مصدومیتش استفاده کرده و قرار در یک فیلم جدید ایفای نقش کنه . طبق این خبر ظاهرا اینبار یک نقش پررنگ نسبت به نقشهای قبلی در انتظار Batista ست که گفته میشه Batista در این فیلمی که با نام "Wapakman," کلید خواهد خورد ،نقش سر دسته ی تبهکاران رو داره :D . ظاهرا قراره این فیلم با بازی Manny Pacquiao قهرمان بکس انجام بشه . یعنی شخصی که Batista در مسابقه ی آخرش اونرو در رینگ همراهی کرد(و عکس های مسابقه ی مانی هم در وب قرار داده شده بود ) و ظاهرا همین دوستی بین او و Batista باعث دعوت Batista به حضور در این فیلم شد . همچنین این رو هم بگم که در این فیلم Nicole Scherzinger معروف هم حضور خواهد داشت . یعنی کسی که آهنگ "America the Beautiful" در ابتدای Wrestlemania 25 اجرا کرد . این خبر طبق اعلام خبرگزاری پرورستلینگ دات نت منتشر شده است . -------------------------------------------------- خب در این بخش هم یک سری Iconataor از Dave براتون آماده کردم که نمونه های این عکسها رو در زیر می تونید مشاهده کنید . این Iconator شامل 115 قطعه می باشند که من اونها در دو فایل 950 کیلو بایتی برای شما دوستان آماده دانلود کردم. پیشنهاد می کنم به هیچ وجه این Iconator های زیبا رو از دست ندید و چون بعضی ازعکسها متحرک هست باعث شده کمی حجم فایلها افزایش پیدا کنه که در هر صورت ارزش دانلود کردن روداره . ------------------------------------------------ "عکس منتخب پست" ----------------------------------------------- خب امیدوارم از این مطلب کوتاه خوشتون اومده باشه . انشالاه پست بعد رو شب میزارم . فعلا خدانگهدار . جلال سلام عرض شد خدمت همه ی دوستان !
--------------------------------------------- با توجه به اینکه به هیچ وجه به فکر بازگشت Batista نبودم ، از همین رو در طی امروز به سایتهای خبری سر نزده بودم و مطمئن خیلی از شما دوستان هم همین فراموشی رو گرفتید و از شنیدن این خبر ، مثل بنده غافل موندید . بله Batista هم بعد از مدت یکسال و نیم با کت و شلوار برگشت :D . اما نه به صورت دائمی . حالا منظور از این جمله رو در زیر خواهید فهمید . دیشب در آغاز Raw این مکمن بود که شروع کننده ی این هفته بود . او پس قدردانی از Donald Trump اعلام کرد : به گفته ی Donald Trump باید 15 استار درRaw جابجا شوند و هر هفته یک مهمان ویژه داشته باشیم. مهمانی که حق دخالت همه جانبه در مسابقات اون هفته رو داره ، که این شخص در این هفته هیچکس نمی تونه باشه جز : Batista. حالا آهنگ I Walk Alone به صدا در میاد و Batista با دستی که به صورت ویژه بانداژ شده بود وارد آرنا میشه و به طور شدیدی هم از سوی حضار ورزشگاه مورد تشویق قرار میگیره . Batista میکروفن به دست ، میگه ایده ی بسیار جالبی هست به طوری که به من حس خوبی رو میده و الان خیلی خوشحالم . من می تونم سرنوشت Night Of Champions رو مشخص کنم که این کار رو در امشب انجام خواهم داد . Batista میگه که امشب Tripleh با MVP و Cena با The Miz در قالب یک تورنمنت به مصاف هم خواهند رفت که برنده ی اونها در هفته ی بعد با هم مسابقه داده و در صورت پیروزی به مصاف Orton در NOC خواهند رفت . در این لحظه گروه لگسی با سرکردگی Orton وارد رینگ می شن .Orton رو به Dave میگه : بازگشت تو یک اشتباه محض بود که ممکنه برات بد تموم بشه . Batista با لبخندی میگه : اگه کوچکترین اقدامی علیه من بکنی ، من نه تنها دورانت در کشتی حرفه ای بلکه تمام زندگیتو نابود می کنم . Vince هم در تایید حرفهای Dave قدرت Batista رو در امشب فوق العاده زیاد اعلام می کنه . Batista در ادامه میگه : امشب برای تو هم برنامه دارم تو باید در مسابقه ی هندیکپ 3به1 به رینگ بری و در آخر هم Batista با آهنگش رینگ رو ترک می کنه و در طول Raw هم در بک استیج وارد میشه و به گروه Legacy میگه که اگه Ted و Cody امشب در مسابقه ی Orton دخالت کنند ، هر سه نفر اونها توسط من اخراج خواهند شد . در آخر Raw هم وقتی Randy از نفر سوم یعنی Henry شکست خورد ، Batista به رینگ اومد و به Mark Henry تبریک گفت و بعد از چند لحظه هم Raw خاتمه یافت . ----------------------------------------- عکسهای Batista رو دراین هفته ،از لینک زیر تصویر می تونید دانلود کنید . -------------------------------------------------- حالا باید ببینیم حضور Dave به صورت مستمر خواهد بود یا خیر که شخصا خودم فکر می کنم برگشت دیشب Batista فقط برای اجرای برنامه ی جدید WWE بود و گمان نمی کنم که استمراری در کار باشه چون در هفته ی بعد Raw خبری از Batista نخواهد بود . دوستان با حضور ناگهانی Dave در Raw کمی برنامه های بنده هم تغییر کرد و اون مطلبی که آماده کرده بودم رو به طور مفصل ، فردا در سایت قرار خواهم داد . از نوشتن اخبار با عجله هم عذر می خوام . خدانگهدار تا فردا .... جلال سلام عرض شد خدمت دوستان و همراهان عزیز وب طرفداران Batista --------------------------------------------------------- آدم وقتی بعد از یک مدت مدیدی می خواد مطلب نا قابلی رو ارائه بده ، تمام سعیش اینه که چطور بعد از این مدت طولانی سر صحبت رو با رفقای خودش باز کنه !؟ بگه ببخشید ؟! بگه اشتباه کردم !؟ بگه دیگه تکرار نمیشه ؟! و خیلی چیزهای دیگه که همش به یک کلمه ختم میشه : شرمنده ی همه ی دوستان ! اولین مطلب ، مربوط میشه به خبری که درخبرگذاری Wrestling Attitude با عنوان Batista Heel Turn یا "برگشت Batista به شخصیت Heel" به ثبت رسیده بود . مطالب جالبی در این خبرگذاری نسبتا معتبر، مطرح شده بود که به شرح زیر است : *با اتفاقات اخیر به نظر میرسد سوپراستار مطرح WWE شخصیت خود را به Heel تغییر خواهد داد . شاید این موضوع با اتفاقاتی که در لحظات آخر مسابقه ی بکلش رخ داد به اوج خودش رسید و موضوع مصدومیت Tripleh در حالی که درگیری کوتاهی با دوست خودش داشت ، پایان دهنده ی این مسابقه در این PPV ی زیبا بود . شاید این نکته قطعی به نظر برسد که با وجود Tripleh و Batista در براند RAW ، درگیری بین این دو در سال 2009 مسجل خواهد بود اما با در نظر گرفتن یک مسابقه Face Vs. Face یا یک مسابقه ی Heel Vs. Face !؟؟ به درستی که تا دو هفته ی اخیر با قهرمان ماندن Randy در Raw بازگشت تریپل اچ با حمله به Randy همراه است اما با جابجایی کمربند در Exterem Rules کمی این محاسبات به مشکل برخورد . قبل از آن هم رابطه ی مجدد Ric Flair و Batista کمی مشکوک به نظر می رسید و از همه مهم تر خبر ورود پسر Ric به عرصه ی مسابقات و پیوستن به Legacy نیز بیشتر از پیش به این شک دامن میزد . همه ی این موضوعات از سوی WWE اهداف خاصی را در بر داشت اما یک سری اهداف نا معلوم ! به درستی باید همگان برای بازگشت Tripleh صبر می کردند . بازگشتی که با قهرمانی Batista و تایتل دار بودن او همراه بود . در این حال قطعا Tripleh کمربند WWE Champion را حق خود می داند اما موضوع این است که یک رقابت Face Vs. Face برای کمپانی درآمد زا نخواهد بود بنابراین بایستی یکی از این دو سوپراستار به فکر یک شخصیت جدید باشد . این در حالی هست که با درگیری های این دو سوپراستار در سال 2005 تا حدی تغییر شخصیت برای Tripleh غیر ممکن خواهد بود همچنین اینکه تغییر کاراکتر برای Tripleh زیادی تازگی نخواهد داشت در صورتیکه که یک تغییر شخصیت برای Batista یک سورپرایز شگفت انگیز برای WWE در پی خواهد داشت که مصدومیت Batista باز هم تمام معادلات WWE را بر هم ریخت و از این رو WWE شکست بزرگی را تحمل خواهد کرد چرا که باید برای چندمین بار مردم را تشویق به دیدن مسابقه ی Tripleh Vs. Orton کند .اما با بازگشت Batista از مصدومیت جدیدش باید منتظر یک سلسله برنامه ی دیگر برای او از سوی WWE باشیم * *باز هم خبرهایی مبنی بر بازنشستگی Dave به گوش میرسه ! من به صحت این مطالب کار ندارم اما خصوصیت مثبت Dave اینه که حتی در دوران غیبت هم برای Wwe کار میکرد . این موضوع رو با سفرهای تبلیغاتیش به آسیا و استرالیا ،بیشتر میشه حس کرد با این وجود خیلی برام تعجب آوره که چرا باید حرف از بازنشستگی Dave به محافل بیاد در حالی که مطمئنم او از وضع خودش رضایت نسبی رو داره و به دلیل همین رضایت نسبی هم اینقدر به Wwe خدمت می کنه . به هر حال او 7 سال متفاوت رو Wwe سپری کرد و باید قبول کنیم فراز و نشیب زیادی هم داشت .پس در مواردی هم باید به او حق داد . به هر صورت با تمام وجود امیدوارم شاهد یک تمدید قرارداد محکم از سوی او با WWE در سال 2009 باشیم .* Credit: JR's Blog *باتوجه به مصاحبه ی چند وقت اخیر Batista در UK او اذعان داشت قرارداد او تا اواخر سال 2009 به اتمام خواهد رسید و بعد از این زمان برای بازنشستگی یا عدم بازنشستگی خودش تصمیم خواهد گرفت . اما با اتفاق افتادن مصدمیت جدید برای او سوالی که پیش خواهد آمد اینست که آیا Batista تا آخر سال 2009 به طور کامل بهبود خواهد یافت یا بازگشت او فقط به مدت چند ماه یا چند هفته یا چند روزباقیمانده به سال 2009 خواهد بود یا خیر ؟ اما قوانین که در WWE contracts یا کلیه ی قوانین مربوط به قراردادها در کمپانی Wwe عنوان شده است کاملا این سوالات را نقض می کند . طبق این قوانین هر سوپراستار که در دوران قرار داد در طی مسابقات مصدوم میشود ، مسئولیت آن مصدومیت به طور 100 درصد بر عهده ی مسئولین سازمان بوده و لذا دوران مصدومیت با احتساب تک تک دقایق به زمان مقرر قرار داد افزوده خواهد شد . این در حالی هست که اگر مصدومیت بر اثر بی احتیاطی فرد در زندگی شخصی باشد کمپانی مسئولیتی در قبال مدت قرارداد شخص نخواهد داشت . بنابراین Batista با احتساب 4 ماه مصدومیت قبلی و مدت مصدومیت فعلی به طور خود کار قرارداش تا اواسط سال 2010 که تا Summerslam 2010 تخمین زده میشود ، تمدید خواهد شد .این مدت با حساب 4 ماه مصدومیت فعلی مقرر شده است و اگراین مصدومیت از اين مدت بیشتر شد تا اواخر سال 2010 قابل تمدید است . یک سری عکس دیگه هم که از Batista در Head Case نيويورگ منتشر شده رو هم آماده كردم كه نمونه ي اين عكسها رو در تصوير زير مشاهد مي كنيد و از لينك زير عكس هم مي تونيد اين عكسهاي زيبا رو در قالب يك فايل زيپ دانلود كنيد . ------------------------------------------------------ در آخر هم جا داره یک تشکر ویژه از آقا جاوید و آقا مرتضی به خاطر زحمات چند وقت اخیر هم داشته باشم .و همچنین یک تشکر ویژه تر از همه ی برادران عزیزی که تو این چند افتخار دادند و کامنت گزاشتند . امیدوارم که همه ی دوستان تابستان خوبی رو سپری کنند . --------------------------------------------- "عکس منتخب پست" ----------------------------------------------- باتشکر جلال 





) یک پست زیبا میذارم .


![]()


















خانواده(Family)
---------------------------------------------
خب فکر می کنم تا همینجا کافی بوده باشه و برای که شما هم خسته نشید ، منتظر ادامه ی مطالب در پستهای آینده باشید . فقط اینو بگم که در پست بعدی، انشالاه دو سر فصل " lesbian and Democrat" و "The Gong Show" رو برای ترجمه آماده می کنیم که خواندن سر فصل اول رو پیشنهاد می کنم که از دست ندید چون فوق العاده شجاعانه و زیبا نوشته شده است . همونطور که گفتم متن انگلیسی رو هم در ادامه ی مطلب قرار می دم .ما رو از نظرات زیباتون محروم نفرمایید .
ادامه مطلب















به هر حال باور کنید اینجا مثل یک تکه از پاره ی تن بنده میمونه و این غیبت ها از روی عمد و قرض نیست ، بلکه فقط گرفتاریهای زندگی هست که آدم رو 4 ماه از این دنیای مجازی دور می کنه . به هر صورت امیدوارم مراتب عذر بنده رو پذیرا باشید .
از این حرفها و حروف چینی ها که بگذریم ، تازه به موضوع اصلی کار می رسیم . والا تو این چند وقت به هیچ وجه در جریان کار Batista در WWE و دنیای اطراف نبودم اما طی گشت و گذاری که دیروز و امروز در محافل خبری کشتی کچ داشتم کمی تا قسمتی در جریان کار چند وقت اخیر Dave که کاملا هم بحث برانگیز و تعجب آور بوده ، قرار گرفتم لذا سعی کردم در این پست به چندی از این اخبار و چند مطلب دیگه اکتفا کنم تا در پستهای آینده برنامه های مفصل تر و جالبتری رو در اختیار دوستان قرار بدم . یکی از این برنامه ها ادامه ی تر جمه ی چکیده ای از کتاب Batista هست که امید به خدا در پستهای آینده به اون خواهیم پرداخت .فقط یک نکته ی کوتاه دیگه اینکه امکان داره خبرهایی که دراین مطلب ارائه میشه ، در جاها و فن سایتهای دیگه بهش اشاره شده باشه و از این رو کمی تکراری به نظر برسه که اگر اینطور بود بنده رو عفو بفرمایید .
---------------------------------------
--------------------------------------------
در کل فکر می کنم اونطور که از شواهد و قرائن پیداست مصدومیت Batista اصلا نمی تونه عوام فریبی باشه . اما مطلب بعدی که گفتم شاید برای شما جالب باشه مربوط به سخنان Jim Ross در مورد بازنشستگی Batista هست :
--------------------------------------------
یک خبر نسبتا جالب دیگه هم از خبرگزاری Wrestling-Edge در مورد قرارداد Batista این بود که :
----------------------------------------
با در نظر گرفتن این خبر باید گفت تا اواسط سال آینده خبری از برکناری یا خداحافظی یا بازنشستگی یا هر چیز دیگری نخواهد بود .
اما همونطور که اطلاع دارید فیلم Wrong Side Of Town هم با شرکت Dave Batista و RVD مراحل پایانی خودش رو طی کرد . راستش دقیقا مطلع نشدم که این فیلم اکران شده است یا خیر و اینکه اگر اکران نشده تا چه مدتی خاصی تصمیم به اکران اون میگیرند . به هر حال اونطور که مطلع شدم هنوز نقش های سوپراستارهای کشتی کچ در این فیلم فاش نشده است و به طور کلی این فیلم مربوط به داستان یک مقام نیروی دریایی به نام Bobby Kalinowski است که به طور اتفاقی یک رییس بلند مرتبه رو به قتل میرسونه و برادر این رییس نیز برای سر Bobby Kalinowski جایزه ی کلانی میزاره و ماجرای مفصلی که بر مبنای این موضوع در فیلم رخ داده میشه که از همین رو تا حدی نقش Dave رو میشه حدس زد . اما یک مجموعه عکس از سکانس های بازی شده توسط Dave در این فیلم منتشر شده که شاید دوستان در پستهای قبل قرار داده باشند . به هر حال این مجموعه شامل 24 قطعه عکس هست که می تونید از لینک زیر تصویر دانلود بفرمایید .
---------------------------------------
خب امیدوارم از این مطلب استفاده ی کافی رو برده باشید .البته حجم مطالب که این چند وقت نبودم خیلی بالا رفته. همچنین که چند تا مصاحبه ی جالب از Batista منتشر شده که متاسفانه به دلیل نبود وقت نتونستم اونها رو در اختیار شما قرار بدم ولی سر فرصت حتما اینکارم می کنم .






