تبليغاتX
.:::DemonBatista.Ir:::.

.:::DemonBatista.Ir:::.

Iranian Fansite Of The Animal Dave Batista

عرض احترام به تمامی طرفداران دیو...

 

 

 

----------------------------------------------------------

 

چند کلامی در رابطه با دیو : 

 

دیوید میشل باتیستا سوپراستار پرطرفدار و مطرح کمپانی از بدو ورودش به wwe تونست افتخارات زیادی رو کسب کنه و یکی از موفق ترین و موثرترین سوپراستار در کمپانی بشه .بطوریکه وقتی مدتی از کمپانی به هر دلایلی ( مصدومیت و... ) خارج میشه ، باعث لطمه خوردن زیادی به کمپانی میشه. اما از طرفی نیز در خارج از wwe به فعالیتش اعم از سفر به کشور های متعدد و دیدار با طرفداراش این لطمه ی وارد به کمپانی رو تا حدی کاهش می ده. باتیستا در مدتی که در کمپانی فعالیت کرده تونسته به قهرمانی های زیادی همجون : ۴ بار قهرمان سنگین وزن ، ۱ بار قهرمان  (wwe ) و تگ تیم های متعددی که با دیگر سوپراستار ها کسب کرده و او تبدیل به یک فوق ستاره شده.باتیستا در راو با آمدنش باعث تشکیل شدن گروه تکامل شد و نقش خود را در این گروه به زیبایی تمام ایفا کرد.برنامه سنگین wwe و مبارزه با افرادی غول پیکر همچون Triple h , Kane ... او را تبدیل به یک هیولای شکست ناپذیر کرد که وقتی عصبانی میشه هیچ کس جلودارش نیست .باتیستا طی پیشرفت های زیاد و انتقال خشونت و هیجان زیاد به مسابقات ،  به لقب : The Animal معروف شد.این لقب از طرفی به باتیستا داده شد که دیو شجاعت شیر ، چابکی ببر و.. را پیدا کرده بود .او فنون زیبایی را یاد گرفت . حرکت وحشتناکی همچون Batista Bomb. دیو خودش به این حرکت میگه: چشمک زدن. چون مثل یک چشمک زدن واسش راحته ولی برای طرف مقابل وحشتناک و دردناک. دیو روز به روز پیشرفت میکرد و کسی رو رقیب خودش نمی دید تا اینکه در اسمک داون سال ۲۰۰۵ مارک هنری اومد و دیو رو از ناحیه بازو مصدوم کرد و باعث شد دیو به مدت ۶ ماه به دور از رینگ باشه. باتیستا در رابطه با مصدومیت بازوش میگه :کشتی یک حرفه سخت و خطرناک است.شما امکان داره حتی در یک مسابقه آسیب جدی ببینید و جون خودتونو حتی از دست بدید. wwe یعنی کشتی سرگرم کنندست ولی با مبارزات کاملا واقعی.شما برای مثال تصور کنید من در مبارزه خودم با Great Khali وقتی خالی رو از زمین بلند کردم که SpineBuster بزنم احساس کردم که ستون فقراتم شکست اما در مبارزه باید جدی بود و همه عواقب رو به چشم گرفت. 

 

-----------------------------------------------------

 

? Vince Why

 

اما در رابطه با وینس مکمن که صاحب کمپانی wwe هست ،یکی از سایت های مربوط به این ورزش ، مطلبی منتشر کرده . وینس برنامه هایی که اخیرا برای باتیستا داشته زیاد جالب نبوده و باعث نارضایتی طرفداران باتیستا شده.برای مثال مبارزات با افرادی که اصلا در سطح دیو نیستند که می توان از آنها نام : Santino Marella , Chavu , ... رو برد. یا مسابقات Non Title Match و از همه بدتر مصدومیت ها پیاپی دیو. حالا مسئله اصلی اینه که چرا باید همچین Story Line هایی برای دیو نوشته بشه؟

? Vince why .........................................

 

------------------------------------------------------

 

" عکس منتخب پست "

 

 

-------------------------------------------------------

 

" بدرود "

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 14:3 توسط فرهاد| |

سلام ...

 

 

---------------------------------------

 

این پست هم فلش بکی بر سال 2008 است .

 

نکته ی مهم برای آنکه بتوان یک مقاله را به نحو مطلوبی به انتها رساند ، چگونگی شروع آن است . برای طرفداران متعصب The Animal هم کاملا واضح و مبرهن است که شاید یکی از کم فروغ ترین سالهای حضور او را در سطح حرفه ای در یک سال سپری کردند ... سالی به نام سال 2008 !!! سالی که با ناکامی در رویال رامبل آغاز شد ! سالی که عدم موفقیت در Royal سبب شد آنها یک مدت طویلی ، محبوب خود را بدون یک نشان رسمی به نام کمربند قهرمانی ببینند . سالی که کم هیجان ترین و اعتراض انگیز ترین Wrestlemania ی قهرمان 2005 خود را تجربه کردند .. سالی که مزه ی باخت را در بکلش چشیدند . سالی که چهارمین شکست ناعادلانه را در مسابقات ویژه از Rated R Star پذیرفتند . سالی که فردی Punk نیز در مقابل قهرمان آنها عرض اندام کرد در حالی که سه سال قبل از این عرض اندام ، فردی مانند Punk شهامت نگریستن به چشمان Dave  را هم نداشت . سالی که حتی نامی از Batista  در  Slammy Awards آن سال برده نشد در حالیکه در همان مراسم ، سال قبل به عنوان بهترین سوپراستار سال شناخته شد ...

تیره روزی در رینگ برای طرفداران Dave به همینجا بسنده نکرد و آنها برای اولین بار بعد از هفت روز قهرمانی قهرمان خود ، دیگر خود را World Heavy Weight Champion Fans نمی دانستند و این موضوع برای آنها تبدیل به یک فاجعه ی غیر قابل تصور شد . در همین حال موفقیت هایی از جمله پیروزی بر Mr.Cena و The Legend Killer و ... هم نتوانست درخششی در این اوضاع نامطلوب باشد . از همه ی این اتفاقات ناگوارتر برای طرفداران  او پایان مفتتضحانه ی سال بود . جایی که مصدومیت کزایی اوحتی اجازه ی حضور در بزرگترین رویداد سال بعد را نیز از او گرفت . در این بین خود او هم  که از این ماجراها خسته و نالان به نظر می رسید نیز با تهدید عدم تمدید قرارداد ترس بزرگی بر پیکره ی مسئولان کمپانی افکند تا شاید همین عامل سبب قهرمانی هفت روزه ی وی گردد ..در حقیقت هفت روز قهرمانی برای آنها کافی بود تا شاید اندکی Dave را از ماندن در کمپانی راضی نگه دارند و بعد از سپری شدن این مدت به اهداف خودسرانه ی خود یعنی قهرمانی فردی مانند Cena در زادگاه خودش و ایجاد رقابت چندماهه ی او با Y2J دست یابند . اما این Dave بود که با همه ی این دلسردیها باز هم  با گذشت چند ماه از 2009 بر سر میز مذاکره نشست تا باز هم برای مدتی در کمپانی بماند . چه بسا که در سال بعد ، لحظات شیرین بیشتری را نسبت به سال قبل تجربه نماید . در این کمبود مطلب ، نگاهی به استوری های وی در سال 2008 غنیمتی دلخوش کننده است که می تواند انگیزه ای خوب برای دست به قلم بردن نیز باشد .

 

 

Batista Vs. Umaga

 

 

باید به این نکته واقف بود که با گذشت چند ماه از سال هنوز یک استوری لاین رسمی برای Dave ترتیب داده نشده بود . او او با حضور در اسمکداون 25 ژانویه با اعتماد به نفس بالا خود را قهرمان Royal Rumble 2008 معرفی کرد ولی این موضوع تحقق نیافت و با وجود اینکه به عنوان نفر نهم وارد شد توانست جزئی از سه نفر پایانی باشد ولی دوست قدیمی او The Game مانع از صحت یافتن حرفهای او در اسمکداون آن هفته شد . در حقیقت 25 ژآنویه Batista گفت که با قهرمانی او در رویال رامبل جواز شرکت در مین اونت  Wrestlemania را خواهد گرفت اما در عرض دو ماه ، این موضوع تبدیل به یک برنامه ی کاملا برآشفته برای او شد . اما در 18 فبریه همان سال یک بار دیگر شانس شرکت در مین اونت را در جلوی دیگان خود می دید اما اینبار هم Taker بود که عملا دست Dave را در مسابقه ی Elimination Chamber از حضور در رویداد اصلی  سال کوتاه کرد . در این حال این کمپانی بود که بایستی برای شرکت Batista در بزرگترین رویداد سال یک استوری لاین در خور نام Batista ایجاد میکرد که در هر صورت اینکار را به بدترین شکل ممکن صورت داد . طوری که خیل کثیری از مردم ، استوری لاین The Animal Vs. The samoan Bulldozer  را بدترین Rivalry تاریخ حضور Batista در Wwe  می دانستند . مسئولین آنقدر این درگیری را ناچیز پنداشتند که حتی زحمت ساخت پروموی قبل از مسابقه هم به خود ندادند ،در حالیکه درگیریهای این دو در مسابقات هفتگی قبل از WM تعداد کمی نبود . نکته ای که قبل از انجام این مسابقه برای طرفداران Batista مهم ارزیابی میشد ، آن بود که آنها بعد از غیبت قهرمان خود در WM 22  و شکست او در WM 23  انتظار یک WM حداقل زیبا و به یادماندنی را داشتند ولی اینچنین نشد و Batista در مسابقه ای به میدان رفت که در کمال ناباوری فقط در هفت دقیقه خاتمه یافت و حتی این مسابقه به بیرون از رینگ نیز کشیده نشد . شاید تنها هفت دقیقه سهم Dave از رویداد سال بود ! شاید نحوه ی ترتیب دادن این مسابقه بود که سبب شد عده ای از حضار با شور فراوان به تشویق Umaga بپردازند ! شاید در آغوش گرفت تدی لانگ در انتهای مسابقه تنها نکته ی دلخوش کننده برای Batista بود ! شاید بتوان گفت که این تنها باری بود که برد برای طرفداران او ، اصلا دلچسب نبود ! و شاید استارت نارضایتی Batista از ادامه ی حضور در کمپانی از همینجا زده شد .

به هر حال باید گفت که یک WM دیگر برای Batista با خاطره ی نه چندان تاریخی به اتمام رسیده بود  و همه بایستی دلهای خود را برای یک حضور دلچسپ کننده از Dave در بزرگترین مسابقه ی سال دیگر یعنی WM 25 صابون می مالیدند . امری که با عرض تاسف فراوان باز هم رقم نخورد !!!

 

 

Batista Vs. HBK

 

 

در شب Wrestlemania این اسطوره ی Wwe ، HBK بود که باز هم توانست در عنوان "بهترین مسابقه ی سال" سهمی اساسی داشته باشد . اما این بار خصوصیت بارزی که با این مسابقه و برد Shawn Michaels همراه بود ، خداحافظی Ric Flair بود . همین امر ( یعنی وداع دوست صمیمی و مربی Dave کافی بود تا بهانه ی ایجاد استوری لاین جدیدی  برای Batista شکل بگیرد تا به نوعی Batista هم بتواند انتقام منتور خود را از HBK بگیرد . نقطه ی استارت این استوری راء فردای WM بود جایی که همه چیز آماده ی یک وداع شکوهمند برای "پسر طبیعت" بود . در بک استیج تصویر HBK نشان داده می شود و با چرخش آرام دوربین لحظه ای بعد تصویر The Animal که به طور خصمانه ای به دوربین می نگرد ، دیده می شود . در هفته ی بعد یعنی 4 آوریل Batista در کنفرانسی در اسمکداون ، HBK ار علت ترک رینگ از سوی Ric Flair میداند و به نوعی او را دچار تحقیر می کند . اما Shawn نیز بیکار نمی نشییند و در راء هفته ی بعد در برنامه ای به نام Highlight Reel در حضور Chris Jericho ، Batista را محکوم به دخالت بیجا می کند . به هر حال این کری ها ادامه یافت تا مسابقه ی بین این دو در Backlash ثبت شد . اما اوج درگیری این دو در در اسمکداون 18 آوریل رقم می خورد . جایی که Batitsa در مین اونت به مصاف The Undertaker برای کسب عنوان کمربند سنگین وزن می رود . در این مسابقه همه چیز آماده ی چهارمین قهرمانی Batista شده بود و در جایی که Taker خود را در مقابل Dave ناتوان می دید ، این HBK بود که به کمکTaker  شتافت و با زدن یک Drop Kick سنگین به Batista باعث شد که Taker هنوز هم کمربند خود را در دستانش لمس کند . به هر حال چشمان خشم آلود Dave بعد از این مسابقه منتظر فرارسیدن مسابقات "واکنش شدید" شد . که به هر حال در آن مسابقه این HBK بود که توانست به کمک هوش بالای خود و اندکی هم ناجوانمردانگی Batista را شکست دهد اما حقیقت این بود که هنوز داستان تمام نشده بود و Batista در 19 می با اعتماد به نفس بالایی Y2J را شکست داد تا جواز انتقام خود را دو ماه پس از Backlash در سری مسابقات One night Stand کسب نماید . نکته ی بارز این مسابقه آن بود که Dave اولین بار می بایستی در یک مسابقه ی برانکارد شرکت کند . بدون شک آن شب یکی از به یاد ماندنی ترین شبها در سال 2008 برای طرفداران Dave محسوب میشود . جایی که حتی دخالتهای Y2J هم مانع پیروزی قاطعانه ی Batista نشد . جایی که توانست نقطه ی آشتی دوباره ی تماشاگران با Batista باشد و در نهایت جایی بود که دو Batista Bomb سنگین  و یک اسپاین باستر بر روی سکو ، HBK را باید چند مدت از میادین دور نگاه می داشت تا کاملا ریکاوری گردد .

 

 

Batista Vs. Edge

 

 

بعد از 6 ماه باز هم فرصتی حاصل شد که Batista نیم نگاهی به کمربند قهرمانی داشته باشد . بعد از برد ناعادلانه ی Edge در وان نایت استند و اخراج موقت Taker توسط ویکی ، حریف چندان جذابی به جز Dave  برای رویارویی با Edge یافت نشد . از همین روی Batista در یک مسابقه ی نا برابر به همراه مگس وزنهای اسمکداون ، موفق به شکست دارو دسته ی Edge شد و توانست جواز مسابقه بر سر کمربند قهرمانی را در Night Of Champions کسب نماید . در هفته ی بعد از این برد ، حتی نزدیک بود او هم به دستور ویکی از کمپانی اخراج شود اما شکست سنگینی که به غول Wwe یعنی Great Khali تحمیل کرد ، خودش مانع این کار شد . به درستی باید Batista را در آن مقطع در اوج محبوبیت خود در سال جاری وصف کرد . جایی که صدای Batista … Batista حضار ورزشگاه دالاس تکزاز در  شب Night Of Champions به گوش خراش ترین شکل ممکن شنیده میشد .اما این موضوع برای تکمیل شادی هواداران کافی نبود و Edge به لطف کمکهای اضهال آور خانم Guerrero مسابقه را برد . این در حالی بود که Batista در آن شب به گفته ی خیلی از صاحب نظران از نظر بدنی فوق العاده و بی سابقه بود و مانند یک سبک وزن کشتی گرفت . در هر صورت یک هفته قبل از این مسابقه ، Batista به راء منتقل شده بود و عملا دیگر شانسی برای مسابقه دادن دوباره با Edge را نداشت .

 

 

Batista Vs. Punk

 

 

این جمله را بارها از زبان Dave در مصاحبه های او شنیده بودیم : "Smack Down خانه ی من است"ولی او در 23 ژوئن ناچار به ترک این خانه شد و در Wwe Draft به راء منتقل شد . او که دیگر استار رسمی راء محسوب میشد  ،روز بعد از NOC ،  Edge را تنها در شوی آن شب یافت و کتک مفصلی به او هدیه کرد تا اندکی خشم شب قبل را در خود فروکشاند . بعد از آن درگیری ،برنده کیف Wwe (Punk) فرصت را غنیمت شمرد و با یک GTS توانست Edge آش و لاش شده را پین کند و قهرمان جدید راء لقب گیرد . با ورود تازه ی پانک به راء ، او حریفی در مقابل خود نمی دید بنابراین مسئولین راء بودند یک مسابقه ی #1 Contenders Match تدارک دیدند که Batista هم عضوی از آن مسابقه بود و حتی توانست با شکست Cena و Kane و JBL ، حریف Punk در The Bash 2008 شود ولی در آن مسابقه دخالت بیجای Kane مانع پیروزی Batista شد و Punk به لطف قانون DQ پیروز میدان شد هر چند که Batista Bomb ی که بعد از اعلام داور هم به سوی Punk رانده شد نتوانست مانع کسب عنوان برای Dave شود . نکته ی مضحک دیگری که جالب توجه بود ، دخالت Kane بود که در حقیقت هیچ پایه و اساسی نداشت و نه برای Batista و نه برای Punk درگیری یا استوری لاین جدیدی با Kane ساخته نشد ...

 

 

Batista Vs. Cena

 

 

در حالی که همگان منتظر یک ریمچ دیگر برای مسابقه ی  The Bash  بودند ، کمپانی Storyline ها را به سمت دیگری سوق داد . باید ایمان داشت که هنوز هم ، همه ی نویسندگان علاقه به قهرمان ماندن استار جوانی مانند Punk داشتند و در صورت تدارک یک ریمچ بایستی باز هم برای جلوگیری از یک نمایش مصنوعی ، این Punk باشد که با DQ یا به هر علتی دیگر میدان را با کمربند ترک کند که این موضوع هم می توانست صدمه ای جدی بر کیفیت مسابقات باشد .پس بایستی یک تحول عظیم دراستوری لاین ها را ، از کمپانی شاهد می بودیم و آن چیزی نبود جز یک مسابقه ی The Frist Time Ever Match !!!!   در این بین پای Mike Adamle ، فرد سیاست باز Wwe به عنوان جنرال منیجر جدید، به معرکه باز شد و او به طور ناگهانی مسابقه ای که خیلی ها آن را مین اونت Wrestlemania 25 می دانستند ، 8 ماه به عقب تر ، هدایت نمود . شاید ترتیب دادن این مسابقه ، نجات بزرگترین رویداد تابستان را در پی داشت که می توانست هیجان آنرا دوچندان کند .

به هر حال Storyline جالبی از آب در آمد که در فی مابین آن بود که Batista و Cena موفق شدند قهرمان تیمی جهان شوند و به لطف اختلافات شدید بین این دو ، یک هفته بعد آن عنوان را از کف داده ببینند . اختلافاتی که همه چیز را برای Summerslam داغ و داغتر می نمود و بالاخره لحظه شماریها تمام شد و آن مسابقه ی زیبا فرارسید و این Batista بود که توانست به همه اثبات کند که تنها در Title Match هاست که او طعم ناکامی را می چشد ، آن هم فقط برای راهبرد سیاستهای عجیب کمپانی در رابطه با عنوان های قهرمانیست !!! در این مسابقه دو فینیشر پشت سر هم،  کافی بود تا نه تنها کار را برای "اسپورت پوش" مردمی خاتمه دهد ، بلکه چند ماهی هم او را در بستر مصدومیت بخواباند ..

 

Batista Vs. JBL

 

 

در بهبوهه ی ورود Batista در سیاست و حمایت از دموکراتها ،  او باز هم در مسابقات Unforgiven  در آستانه ی قهرمانی قرار گرفت که در کمال ناباوری این Chris Jericho بود که به جای Punk مصدوم به یکباره قهرمان جدید مسابقات شد و این اوج نفرت طرفداران از داستانهای نوشته شده توسط نویسندگان بود ، چرا که Batista باز هم بایستی یک مسیر دوماه را در راه #1 Contenders شدن ، طی کند . از همین رو او بایستی JBL را در Nomercy شکست دهد تا شاید بتواند بعد از یک سال در PPV بعد ، قهرمان سنگین وزن شود . در همین بین و بعد از طی شدن یک مدت نسبتا پر رنگ برای Dave ، باز هم نویسندگان دست به ابتکاری مزخرف زده و یک استوری لاین دو هفته ای برای Dave با سانتینو مارلا  ترتیب دادند که از نظر افراد زیادی این یک تمسخر محض برای نام Batista بود . به هر حال No Mercy نیز فرا رسید و Batista در یک مسابقه ی تقریبا راحت توانست JBL را شکست دهد تا بتواند در مین اونت PPV بعد حضور یابد .

 

 

Batista Vs. Jericho

 

 

در آستانه ی شکل گیری این درگیری Batista دچار یک مشکل تقریبا شخصی شده بود . در 8 اکتبر که Batista  به عنوان میزبان ویژه ی  FCW به این مسابقات دعوت شده بود .در این بین یکی استارها به نام Black Pain به Batista که برای خوش وبش با یکی از استارهای دیگر به رینگ آمده بود حمله کردو در همانجا بود که قهرمانی ایرلندی FCW به نام شیموس نیز به این درگیری پیوست و Batista هم که بارها نشان داده در مبارزات واقعی هم حریفی ندارد ، این دو غول فارغ از شعور را از رینگ دیپورت کرد تا حتی از سوی مسئولین این لیگ زیر شاخه ی Wwe هم مجازاتی سخت برای آن دو در نظر گرفته شود . ولی Batista شب بدی را گذراند و از طرفی حمله ی مطبوعاتی به Dave هم این موضوع را تحت الشعاع قرار داد . بنابراین Batista هم که  در حال آماده سازی برای رویارویی با Y2J بود ، کمی از لحاظ روحی آسیب دید ولی همه ی اینها نتوانست مانع آن شود که به یادماندنی ترین شب سال 2008 برای Batista رقم زده شود . بله Batista بالاخره توانست جشن چهارمین عنوان قهرمانی خود را در پایان آن مسابقه با Austin که به عنوان داور ویژه از سوی مردم انتخاب شده بود ، بر پا کند . اما باید قبول کرد که هنوز هم کم لطفی ها در حق Batista ادامه داشت و 8 روز بعد از این قهرمانی، Batista در کمال ناباوری در یک مسابقه ی Steel Cage کمربند خود را به Y2J بازگرداند تا هواداران او باز هم چشم انتظار دیدن کمربند بر دور شش تکه ی وی بمانند ...

 

 

Batista Vs. Orton

 

 

آغاز این درگیری مقدمه هایی در سوروایور و چند هفته قبل داشت ولی بدو شروع آن 1 دسامبر بود که سرانجام مسابقه ای بین دو عضو سابق Evolution به ثبت رسید و این دو سوپراستار برای اولین بار در مسابقات PPV در مقابل هم قرار گرفتند . مسابقه ی بسیار زیبایی بود که در پایان این قهرمان ما بود که موفق شد با یک Batista Bomb خاص و جالب ، پیروز مسابقه گردد . اما این پایان این درگیری نبود . در 15 دسامبر بعد از اینکه Dave به همراه Cena توانستند Legacy و Orton را شکست دهند ،Randy  با یک پانت کیک زمینه ی غیبت چند ماهه ی Batista را فراهم آورد . البته غیبتی که بهانه ی آن Randy و در حقیقت مصدومیت کشاله ی همسترینگ ناشی از تمرینات Batista بود .

به هر حال باید گفت ناکامی های Dave  در سال 2008با این مصدومیت  تکمیل شد و اینگونه بود که پرونده ی سال 2008 برای او بسته شد .

 

شاید اشاره به برترین موضوعات 2008 برای batista بتواند پایان خوبی برای این مقاله باشد :

 

**برترین مسابقه ی هفتگی : با دانایی از این موضوع که مسابقات جذاب زیادی در مسابقات هفتگی برای Dave تدارک دیده شد ، اما از این بین می توان به دو مسابقه ی زیبا بیشتر اشاره کرد : اولین مسابقه ، بازی 25 آوریل 2008 بود که Batista در مصاف با Taker در یک مسابقه ی No-DQ Match مسابقه را به دخالت HBK واگذار کرد که در کل Batista عالی بود و صحنه های زیبای زیادی را هم در پی داشت . دومین مسابقه هم مسابقه ی 19 می 2008 بود که باز Dave در یک مسابقه ی بسیار هیجان انگیز Y2J را شکست داد.

 

**برترین مسابقه ی PPV : در این مورد نظر دادن بر عهده ی شماست و با نظر سنجی جدیدی که در سایت قرار داده شده از نظر شما دوستان مطلع خواهیم شد ولی نظر شخصیه بنده بر روی مسابقه ی One Night Stand بود .

 

**برترین مسابقه ی تگ تیم : بی شک با انتخابهای موجود می توان به مسابقه ی راء 4 آگوست اشاره کرد که طی آن Batista  به همرا Cena در یک مسابقه ی دیدنی تواسنتند Ted DiBiase Jr. & Cody Rhodes را شکست دهند . اما نمی توان مسابقه ی جالب 30 می که Batista به همراه Bigshow گروه EdgeHeads رو شکست دادند هم صرفنظر کرد .

 

**برترین حضور : در اوج نفرت مردم از Edge ، که او را عامل اصلی اخراج Taker می دانستند ، حضور یکباره ی Batista با تیپی جالب در اسمکداون 6 ژوئن 2008 ، آنها را بسیار خوشحال کرد . در آن شب که Edge و لافامیلا   پارتی اخرجا Taker و قهرمانی Edge را برپا کردند ناگهان حضور یکباره Batista بسیار در خور توجه بود .

 

**برترین پیروزی : قطعا شکست Cena و Orton که همیشه جزو 5 استار مطرح کمپانی هستند می توانست برای طرفداران شیرین ترین لحظات را خلق کند ...

 

**برترین Rivalry : همیشه و در همه حال Rivalry داشتن با اسطوره هایی مانند Taker و HBK به یاد ماندنی خواهد بود . از همین روی می توان به از درگیریهای Batista و HBK به عنوان زیباترین Rivalry سال یاد کرد .

 

"پایان"

 

-----------------------------------------------------

 

خب امیدوارم که از خوندن این مطلب خسته نشده باشید . هر جا انتقاد یا نقضی در مقاله دیده میشه ، خوشحال میشم در قسمت نظرات مطرح کنید . منتظر فلش بک هایی مشابه در سال 2007 و 2006 و 2005 هم باشید ..

 

 

اما یک خبر :

شاید برای دوستانی که علاقه ی بازیهای ویدیویی دارن نام Tekken آشنا باشه . بر طبق اعلام صفحه ی این بازی در پایگاه IMDB قرار که Batista در فیلمی که بر اساس شخصیتهای این بازی ، ساخته میشه ، ایفاگر نقش King شود و ظاهرا این فیلم در سال اواخر سال دیگر اکران خواهد شد . متاسفانه به خاطر عجله ای که داشتم نتونستم اطلاعات بیشتری در مورد این خبر کسب ولی انشالاه سعی می کنم اخبر دقیق تر در پست های آتی قرار بدم ..

 

---------------------------------------------------

اینم کاغذ دیواری زیبایی که فرهاد عزیز زحمت ساختش رو کشیده :

 

 

**Full Size**

 

-------------------------------------------------

در مورد نتایج نظر سنجی هم ابتدا جا داره از همه ی دوستان به خاطر استقبال خوبی که از این نظر سنجی کردند ، تشکر کنم . باید عرض کنم نتایج بسیار جالب بود که میشه گفت مسابقه ی Cyber 2007 و WM 21  با یک رای مشابه در جایگاه اول خاطره انگیز ترین مسابقات سال قرار گرفتند(البته WM 21 یک رای بیشتر آورده که در این همه نظر زیاد نمیشه اون یک رای رو دال بر برتری دونست ) .. شخصا از رایی که دوستان به Cyber 2007 داده بودند ، بسیار متعجب شدم .(معلومه هیچ وقت طرفداران batista برد در مقابل Taker رو از یاد نمی برند ) نتایج کامل رو می تونید در تصویر زیر ببینید .

 

 

نظر سنجی جدید هم به زودی در سایت قرار می گیره که امیدوارم اینبار هم مورد توجه عزیزان قرار بگیره ..

 

--------------------------------------------

در آخر هم جا داره یک عذر خواهی به خاطر کم کاریهای اخیر بنده از شما دوستان داشته باشم . مسئله ای که اینجا مطرحه اینه که فعلا در حال ارائه ی پروژه ی پایانی دانشگاه هستم و به خاطر همین امکان داره تا یکی دو ماه آینده نتونم بهتر از این در خدمت شما باشم که از همینجا واسه ی این یکی دو ماه از شما طلب بخشش دارم .از آقا فرهاد عزیز هم به خاطر طراحی عکسهای قشنگش برای این پست ممنونم .

 

-------------------------------------------------

 

"عکس منتخب پست"

 

 

 

------------------------------------------------

 

موفق و پیروز باشید .

جلال

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 17:44 توسط فرهاد| |

درود بر شما...

 

 

-----------------------------------------------------------

 

دوستان عزیز و گرامی در این پست با ترجمه متن Batista in Manila II که مربوط میشه به سفر دیو به کشور فیلیپین و مصاحبه ای که در این کشور انجام داده در خدمتتون هستم ...

 

-----------------------------------------------------------

 

 

 

قبل از شروع مصاحبه با باتیستا ، صحبتهای مجری :

من قراره با یک ورزشکار نمونه و خوش اخلاق مصاحبه کنم.با The Animal .واقعا برام غیر قابل باوره که الان در مقابل شخصی با جثه خیلی بزرگ که تمام ماهیچه هاش زده بیرون روبرو بشم. کسی که فن وحشتناک Batista Bomb رو در حالی میزنه که مثل اینکه یک بالشت رو از زمین بلند میکنه و چنان میکوبه زمین که جمجمعه طرف آسیب میبینه.اما از این صحبتها گذشته او قلبی بسیار مهربانی دارد که همه رو شیفته خود میکند.

در رابطه با واشینگتون دی سی و بزرگ شدن شما در آن شهر بگید...؟

باتیستا : من در اون موقع خیلی ضعیف بودم و از مشکلات به سختی عبور می کردم . در اون شهر خشن جز دلهره چیزی نداشتم.ولی باید قوی بود و از پس مشکلات بر اومد .

شما گفتید که در اون موقع ضعیف بودید . چطور شد که حالا اندام زیبا و بزرگی دارید ؟

باتیستا : من هرگز در اون زمان خودمو گم نکردم و به خودم می گفتم که انسان بزرگی خواهم شد . حالا هم که می بینید هیکل بزرگی دارم دلیلش پشتکار فراوان در پورش اندامه.

چه چیزی باعث شد که شما به سمت کشتی کج بیایید ؟

باتیستا : من در اون زمان به پول نیاز داشتم تا امرار معاش کنم .از طرفی هم به این ورزش علاقه زیادی داشتم ولی بیشترین دلیل برای کشتی کج کار شدن من نیاز به پول فراوان بود.ولی بعد از اون رفته رفته عاشق کشتی شدم و سعی کردم که روز به روز پیشرفت کنم .

قبل از ورود به عرصه کشتی کج به چه کاری مشغول بودید ؟

باتیستا : من به عنوان گردن کلفت و بادیگارد بعضی از افراد مهم همچون Jaime foxx و Wahlberg بودم. مدتی هم به عنوان محافظ جلوی کاباره می ایستادم.

آیا باتیستایی که الان میبینیم با باتیستایی که تو تلویزیون و کشتی میبینیم یکیه ؟

باتیستا : اصلا اینطور نیست.من درتلویزیون نخش مخصوص و منحصر به فرد خودمو دارم. اما الان شما با شخصیت اصلی خودم روبرو هستید.حتی اون میکروفنی که تو رینگ من در دست دارم با لحنی که اونجا صحبت می کنم با الن کلی فرق داره . من به جرات میگم که من با چهره و اندامی خشن اما بچه درون گرا هستم.

شما با خالکوبی کشور فیلیپین رو بازویتان همه افراد فیلیپین رو شگفت زده کردید.چطور شد که این خالکوبی رو روی دستتان کردید؟

باتیستا : همانطور که مطلع هستید من دو رگه هستم و از مدت زمان طولانی سعی داشتم که یک خالکوبی جالب در رابطه با این موضوع انجام بدم. بعد از مصدوم شدن من توسط مارک هنری در اسمک داون که من از ناحیه بازو آسیب دیدم مجبور شدم به مدت ۶ ماه دور از رینگ باشم.بعد از عمل بازوم تصمیم گرفتم که در همین زمان این خالکوبی رو روی همان دست آسیب دیدم انجام بدم که از استقبال زیاد طرفدارانم هم برخوردار بود.

در رابطه با WrestleMania بگید ؟

باتیستا : بزرگترین و زیباترین شو یعنی WrestleMania. بهترین روز زندگی من تو WrestleMania 21 رقم خورد . بعد از شکست تریپل اچ برای اولین بار قهرمان سنگین وزن جهان شدم و برام خیلی لذت بخش بود.

به امید قهرمانی های بیشتر شما.

باتیستا: مرسی

 

-----------------------------------------------------

 

باتیستا در سفر خودش که به کشور فیلیپین داشت کمک های فراوانی به معلولین و خانواده های آنها کرد و با بچه هی معلول زیادی دیدار کرد و با آنها عکس انداخت.همچنین دیو در این سفر با تیم بسکتبال هم دیدار کرد و با استقبال زیاد مردم این کشور روبرو بود. در همین رابطه هم ویدیو از سفر باتیستا به این کشور رو با حجم کم برای دانلود آماده کردم که خیلی زیباست. دوستان حتما دانلود کنید:

 

 

Download 

 

------------------------------------------------------

 

دوست عزیزی مبارزه باتیستا با جی بی ال در Great American Bash 05 رو در خاست کرده بود که با حجم کم در دو پارت آماده دانلود کردم.

 

 

Download Part 1

 

Download Part2

 

----------------------------------------------

 

" عکس منتخب پست "

 

 

--------------------------------------

 

" در پناه حق "

فرهاد.

نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 18:12 توسط فرهاد| |

درود فراوان بر شما...

 

 

 

--------------------------------------------------------

 

دوستان عزیز همانطور که می دانید چند وقت پیش مجله wwe عکس هایی از باتیستا با نام Batista Behind-the-Scenes در اکواریوم در ماه ژوئن منتشر کرد . در آن زمان یک مصاحبه با دیو انجام شد که با ترجمه آن در خدمت شما عزیزان هستم . امیدوارم تا آخر پست مرا همراهی کنید.

 

 

در این مدت که در کمپانی wwe فعالیت میکنید بهترین و دلچسب ترین مسابقه ای که انجام داده اید کدام مسابقه است ؟

باتیستا : من همیشه به بدترین مبارزم فکر می کنم و اون چیزی که برام از همه مهمتره یک مبارزه خوبه من همیشه دوست داشتم با افراد بزرگ از جمله آندرتیکر مبارزه کنم . او یک مرد موفق در این بیزینس است.او شکست ناپذیر است و من مبارزه با او را دوست دارم و برایم دلچسب است.

 

شما ۴ بار قهرمان سنگین وزن جهان شدید ، در این رابطه بگویید ؟

باتیستا : من همیشه گرسنه ام ! من همیشه در این مسیر گرسنه ام ! من دوست دارم با تمام سوپراستار ها مبارزه کنم تا در این بیزینس بهترین باشم و کمربند سنگین وزن رو داشته باشم.

 

رابطه شما با دیگر سوپراستار ها چیست ؟

باتیستا : من همیشه آنها را دوست داشتم و با آنها دائم در تماسم و ارتباط دارم. من دوست دارم با آنها مبارزه کنم تا چیزهای زیادی یاد بگیرم.من در اغلب مسابقاتم طرف مقابلم رو عصبانی می کنم تا هیچ وقت در این بیزینس گوشه گیر نباشه و جلو بره تا پیشرفت کنه.

 

شما به چه کسی بیشتر از همه در کمپانی علاقه دارید که الان فعالیت نمکنه ؟

باتیستا : ریک فلیر . او بهترین بوده و هست . او در رستلمینا به جای یک سرباز قدیمی برای مبارزه با شاون مایکلز مبارزه کرد . او دوست داشت با یک شخص جوان مبارزه کند و این به نظر من ارزش زیادی دارد.او فوق العاده است.

 

مصدویتهای شما باعث افتادگی اندامتان میشود ؟ آیا در مبارزات بعد از بازگشتتان دچار ضعف میشوید ؟ در این رابطه کمی بگویید ؟

باتیستا : من تمرینات کششی زیادی رو انجام میدهم و در پرورش اندام هیچ گاه کوتاهی نمی کنم و با چابکی زیاد کار می کنم . در کنار آن نیز ورزش های رزمی از جمله Karate Kid انجام می دهم و هیچگاه نمی زارم بهکاهش وزن داشته باشم .

 

Karate Kid ? میشه بیشتر در مورد ورزشهای رزمی که انجام می دهید توضیح بدهید ؟

باتیستا : من در حال حاضر ۳ سبک از ورزش های رزمی کاراته رو انجام می دم . معمولا با سبک Kali گرم میشم که یک سبک فیلیپینی از Knif-fighting است . از حرکت Jiujitsu هم برای سریع کردن حرکت پا استفاده می کنم. مربی من در این ورزش بسیار مهارت دارد و من علاقه زیادی به او و این ورزش دارم.

 

تمرین با پسر طبیعت را دوست دارید ؟

باتیستا : تریپل اچ و من همیشه در باشگاه GYM با ریک فلیر تمرین می کنیم و تمرین با او برایم بسیار لذت بخش است .

 

به نظر میاد که شما یواش یواش درین گوش گیر میشین و خودتون رو از wwe دور میکنید ؟

باتیستا : نه ، نه . هنوز . من میگم که به پایان شغلم دارم نزدیک میشم. ولی الان نه. هنوز برنامه هایی دارم که باید انجام بدم.

 

---------------------------------------------------------

 

همانطور که تو مصاحبه دیو خوندید باتیستا در رابطه با ورزش رزمی که کار می کنه گفته. در همین رابطه ویدیویی گیر آوردم که خیلی باحاله.حتما دانلود کنید عزیزان...

 

 

Download Video

 

ویدیو بعدی که برای دانلود آماده کردم مربوط میشه به اسمک داون سال ۲۰۰۵. مبارزه بین باتیستا و سایمون.

 

 

Download Video

 

----------------------------------------------------------

 

" عکس منتخب پست "

 

 

-----------------------------------------------------

 

" امیدوارم لذت کافی رو برده باشین عزیزان "

فرهاد.

نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 12:15 توسط فرهاد| |

درود و خسته نباشیده به همه ی طرفداران عزیز ...

 


------------------------------

ضمن تبریک اعیاد اخیر ، امیدوارم همگی دوستان سر حال و خوشحال باشن . در این پست قسمت سوم  سلسله مطالب کتاب Unleashed Book رو آماده ی مطالعه ی همه طرفداران Dave کردم . به امید اینکه مثل دو بخش قبل مورد توجه همه ی طرفداران فارسی زبان Batista قرار بگیره .


Wahington D.C

D.C هنوز هم یک شهر خشن است . من نمی دانم شما تا چه اندازه از D.C شناخت دارید ، اما اساسا این شهر به 4 قسمت تقسیم می شود : شمال شرقی – شمال غربی – جنوب شرقی – جنوب غربی . در حال حاضر طبیعتی که حاکم بر حواشی این شهر است بسیار زیباست .همچنین که این شهر یک شهر با اصالت و مذهبی محسوب میشود ولی در زمانی که ما آنجا بودیم ، این شهر زیاد اهل مذهب نبود و در محلات آن تعداد معدودی از کلیمی ها وجود داشتند که با آن شرایط خیلی هم سرسخت و معتقد بودند . ما در قسمت جنوب شرقی زندگی می کردیم اما زیاد تا مرکز شهر فاصله ای نبود . منطقه ی جنوب شرقی مملو از آدم کشی و جنایت شده بود . استفاده ی جوانان از چاقو ، تفنگ و حتی پنجه بوکس ، یک امر کاملا عادی و رایج محسوب می شد . کودکان در معرض دزدیدن و تجاوز قرار داشتند . در سال دست پلیسهای زیادی به علت درگیری با شرورت ، از دنیا کوتاه می شد . آمارهای فجیعی از آن دوره به ثبت رسیده است . برای مثال تا سال 1991 ، به طور میانگین 250 نفر در سال بر اثر درگیری و خشونتهای حاکم بر شهر ، جان خود را از دست می دادند .
وضعیت برای ما هم در تنگا قرار داشت .مادرم هیچگاه در تعطیلات آخر هفته ، اجازه ی خروج از منزل را به ما نمی داد . او بر این باور بود که بچه دزدیها در آخر هفته به اوج خودش می رسد . هر چند که در طول هفته هم زیاد اجازه ی خروج از حیاط را نداشتیم .

 


به هر حال این درحالی بود که که آروز داشتم یک بار جمعه شبها در خیابانهای DC باشم تا از نزدیک از اتفاقات شهر مطلع شوم ،ولی اجازه ی مادرم برای این کار محال بود . به دلیل همین سختگیریها در دوران کودکی ، هیچ گاه احساس نا امنی را به یاد نمی آورم . یکی دیگر از مشکلات آن زمان ، موضوع نژادپرستی در میان مردم بود که در همه جای شهر رسوخ یافته بود . نژاد های پوستی مختلفی در شهر میزیست : سفید ، سیاه ، سرخ و... . مادرم همیشه به من گوشزد میکرد : " نباید رنگ برای شما تفاوت داشته باشد " . حتی یکی از همکاران او یک سیاه پوست بود که رابطه ی بسیار نزدیکی هم با او داشت و من آن موقع تا به حال با مادر موافق بودم و هستم .در واقع در اکثر مواقع حق با او بود .
از همه ی اینها گذشته ، چیزهای جالب زیادی هم در شهر بود و نمی توان صرفا به نکات منفی اشاره نمود. اما موضوعات منفی باعث چشم پوشیدن من بر روی این موضوعات جالب بود . در واقع به خاطر مشکلات حاکم بر شهر ، نمی توانستم از زیبایی آن لذت ببرم . با این حال من دوستان بسیار خوبی داشتم و این موضوع در زمان کودکی شما بسیار موضوع مهمی است . ما یک بازی محلی داشتیم که فکر نمی کنم کسی به جز اهالی D.C از آن اطلاعی داشته باشد . اسم این باز " نان و روغن داغ " ( Hot Bread & Butter) بود . یک تسمه ی چرمی بزرگ ، نقش اصلی را در این بازی ایفا می نمود . ما این تسمه را پنهان می کردیم . همه ی بچه های دنبال آن می گشتند و اگر کسی آن را می یافت ، فریاد میزد :  Hot Bread & Butter . بعد از این فریاد او تسمه را بر می داشت و بچه ها را به قصد زدن با تسمه تعقیب می کرد . در این حال، بقیه ی بچه ها با شنیدن فریاد او ، بایستی از دست او و تسمه ی در دستش فرار میکردند و خود را به یک خط مبنا می رساندند که وقتی به این خط می رسیدند او دیگر اجازه ی کتک زدن آنها را نداشت ، لذا مجبور بود دوباره تسمه را پنهان کند و از آنجا متواری شود . این بازی به قدری مهیج بود که جزییات آنرا تا حال نیز به صورت دقیق ، به خاطر سپرده ام . فوتبال خیابانی نیز از جمله بازیهای سرگرم کننده من بود که در آن تبحر خاصی داشتم . ما کل شب را در تابستان بیرون می ماندیم و مشغول به بازی می شدیم . در آن زمان خاطره ای از جنایتکاران را به یاد نمی آورم . خوشبختانه جرم و جنایت وقتی بود که من نسبتا بزرگ شده بودم .
اولین درگیریهای من با هم سن وسالان خودم وقتی اتفاق افتاد که چند کودک ، اسکیتهای من را دزدیدند .گروهی از دوستانم یکی از آنها را گرفتند و یکی دیگر از آنها در حالی که اسکیتهای من در دستانش بود به داخل خانه یمان رفت . طبیعتا راه فراری نداشت من هم با این که درها بر رویم بسته بود به هر ترتیبی که شده وارد خانه شدم و در اولین لحظه مشت محکمی به سر او زدم که یک صدمه ی جدی به او وارد شد که در پی آن مشت دردسر زیادی برای من و مخصوصا مادرم درست شد .
مادرم هم داستانی را برایم تعریف کرده است . زمانی که او یکبار در حال دوش گرفتن بود و بعد هم بایستی برای رفتن به سر کار آماده میشد .همه ی اتفاقات این داستان از جایی شروع شده که او در حال دوش گرفتن صدای شلیک گلوله ای را شنیده است . او سریعا حوله را برداشته و به سمت پنجره دوان دوان آمده است و در حالی که انتظار داشته من وخواهرم در حیاط منزل باشیم ، ما را در آنجا نیافته و سپس شروع به فریاد زدن کرده : DJ … DJ … Baby Donna … Baby Donna . او و بقیه فامیل مرا DJ صدا می کردند که مخفف Dave Junior است و خواهرم هم Baby Donna خوانده میشد که تصور می کنم بهتر از Donna Junior تلفظ میشود . به هر حال من در آن زمان  بدون اجازه از خانه خارج شدم . خواهر کوچولو هم به دنبالم آمده بود . در این حال دو نفر در پشت سر ما در حال دیودن بودند . یکی از آنها دلال دارو بود که در کوچه ما با این شغل به شهرت رسیده بود . او یک مرد چاق بود . منظورم از واژه ی چاق ، یک مرد بسیار گنده و فربه بود . بسیار چاق ! مردی دیگر یک مرد لاغر اندام بود که تفنگ به دست دنبال این مرد چاق می دوید . تجسم کردن دویدن یک مرد لاغر در پی یک مرد چاق و شلیک گلوله آنقدر خنده دار است که وقتی مادرم این خاطره را تعریف می کند ، از شدت خنده نمی تواند صحبتهایش را ادامه دهد . اما در آن لحظه ، اصلا نمی توانست بخندد و فقط فریاد DJ را سر میداد . به هر حال من توانستم دست خواهرم را بگیرم و از آن محلکه فرار کنم در حالیکه صدای شلیک گلوله های آن مرد لاغر هنوز پرده گوشم را تحریک می کند . واقعا شانس آوردیم .
مادرم در یک مقطع زمانی در یک گالری عکس به نام District Photo کار می کرد که آنجا چند شهرک
با Moryland فاصله داشت . او شبها کار می کرد در حالی که در تاریکی شبهای D.C ما در خانه تنها بودیم و هیچ کس مراقب ما نبود . اما Donna ی دلسوز مجبور بود به این ریسک پاسخ مثبت دهد و ما را در خانه تنها گذارد .اما همسایه ی طبقه ی بالای منزلمان که صاحبخانه ی ما نیز بود ، هرزگاهی به ما سر میزد . ولی با این حال من و خواهرم هنوز ترس تنهایی آن شبها را در وجودمان احساس می کنیم . تقریبا ساعت 3 صبح کار او در آنجا ، اتمام می یافت . اما او دیگر مثل مسیر رفت ،اتوبوسی را برای بازگشت به خانه در خیابان نمی دید . او مجبور بود تنها در طول مسیر جاده بایستد و تقاضای تاکسی کند اما در واقع در آن ساعت از صبح هیچ تاکسی وجود نداشت و او نمی توانست به یک اتومبیل عادی اطمینان کند ، بنابراین هیچ راهی به جز پیاده روی به سمت منزل را در پیش روی خود نمی دید . پیاده روی در فاصله ای که نه تنها سرشار از وحشت و تاریکی بود بلکه بسیار خسته کننده و طاقت فرسا بود . چه بسا این خستگی فقط ازان خودش نبود و آن دو کودک بودند که باید روز بعد ،  از دیدن یک مادر خسته با چشمان قرمز ناشی از کم خوابی ، خسته تر می شدند  .  اما این خستگی نیز برایمان لذت بخش بود . تماشای چهره ی او واقعا دردناک بود . دیر یا زود او بایستی این شغل جهنمی را رها می کرد که بعد از مدتی این اتفاق هم رخ داد و برای یک کمپانی بزرگ آبجو سازی شروع به فعالیت کرد . خاطرات آن موقع واقعا خوب بود . جایی که من در هشت یا نه سالگی اولین آبجوی زندگی را خوردم و عکسی که در همان موقع گرفتم و هنوز هم آنرا دارم . در این عکس من تیشرت گروه موسیقی راک Kiss Belt Buctle را پوشیده ام . Kiss یک گروه پر طرفدار در دهه ی هفتاد بود . Gene Simmons ، Paul Stanley ، Voce Frehly و  Peter Criss اعضای این گروه بودند آنها ماسکهای عجیبی بر صورت داشتند و حتی در نواختن Heavy Metal نیز تبحر کافی را دارا بودند . گروه فوق العاده عظیمی که در زندگی واقعی به مردان وحشی معروف بودند ولی با این حال من عاشق آنها بودم . علاقه ی یک کودک 9 ساله به این گروه برای همه جای تعجب داشت . مادرم از آن شغلش راضی بود و با کار کردن در آنجا ما هم از موهبت دیدن او محروم نبودیم .ادامه دارد ...

-------------------------------------------
انشالاه در پست بعد که دقیقا نمی دونم چه زمانی باشه ، دو سر فصل Happy Weekends و Without Tears For The Dead رو برای مطالعه ی شما آماده می کنیم .

------------------------------------------

در آخرهم برای این که جبران مافاتی برای این 10 روز غیبت بنده شده باشه یک سری عکس خاص هم براتون آماده کردم . خاصی این عکسها رو با دیدنشون متوجه خواهید شد .( برای دیدن عکسها رو شماره های زیر کلیک کنید )

 

"نمونه عکس"

 

 

"عکسها"

 

*1*

*2*

*3*

*4*

*5*

*6*

*7*

*8*

*9*

*10*

*11*

*12*

 

----------------------------------------

به درخواست دوست عزیزی در نظرات پست قبل چند تا تم از Batista برای دانلود آماده کردم که امیدوارم بشه ازشون استفاده کرد چون گوشی ما که مربوط به عهد دغیانوسه و نمی دونم اجرا میشه یا خیر .تم  های زیر برای گوشی های سونی اریکسون طراحی شده . ( اگه برای گوشی های دیگه هم خواستید ُ حتما بگید در پست های بعد بزارم )

 

 

**Dawnload Theme**

 

 

**Dawnload Theme**


-------------------------------------
 
" عکس منتخب پست"

 

 

**Full Size**

---------------------------------------
 خدانگهدار
جلال

نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت 18:47 توسط جلال| |

سلام دوستان...

 

 

عزیزان با یک پست کوتاه دیگه در خدمتتون هستم. در این پست هم چند ویدیو از باتیستا با حجم کم برای دانلود آماده کردم که امیدوارم لذت کافی رو ببرید.

 

--------------------------------------------------

 

ویدیو اول مربوط میشه به اولین رو در رویی باتیستا و اوماگا در راو که دیو با یک اسپاین باستر سنگین از خجالت اوماگا در میاد...

 

حجم ویدیو : MB 1.12

مدت زمان : ۳:۴۱

 

Download 

 

-------------------------------------------------

 

ویدیو بعدی هم ورودی باتیستا در راو سال ۲۰۰۵ می باشد . این ویدیو به صورت Live توسط یکی از تماشاگران نزدیک به دیو گرفته شده . خیلی زیباست توصیه می کنم دانلود کنین عزیزان...

 

 

حجم ویدیو : KB 280

مدت زمان : ۵۰ ثانیه

 

Download

 

-------------------------------------------------

 

" عکس منتخب پست "

 

 

------------------------------------------------------------------

 

" تا پست بعد .خدانگهدار "

 فرهاد

نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 13:6 توسط فرهاد| |