تبليغاتX
.:::DemonBatista.Ir:::. - Batista Unleashed Book (قسمت پنجم)

.:::DemonBatista.Ir:::.

Iranian Fansite Of The Animal Dave Batista

 

سلام ... خب اینم از قسمت پنجم مجموعه ی چکیده ی کتاب باتیستا . این قسمت قطعا بی ربط با وقایع اخیر اتفاق افتاده برای Batista نيست و از نكات مهم اون اظهارات باتيستا در رابطه با سوپراستارهاي هيل هست .

 
The Warlord

در كودكيم كمي مسابقات كشتي حرفه اي را دنبال مي كردم  و كشتي گير مورد علاقه ام "د وارد لرد" بود . بعضي اوقات اين موضوع مرا اذيت مي كند كه بيشتر مردم نمي دانند "د وار لرد"  كيست !‌وقتي از آنها  مي پرسيم در زمان كودكيتان ،‌ رستلر مورد علاقه ي آنها چه كسي است جواب آنها يا "هالك هوگن" يا "ما چو من رندي سويج" يا "ريك فلير" و يا حتي "داستي رودز" است . من در جواب اين سوال مي گويم "د وارد لرد" و آنها با تعجب مي گويند : (كي؟)

"تري اسزوپنزسكي" نام اصلي" وار لرد" بود . او كشتي حرفه اي را در سال 1986 در Worl Championship Wrestling آغاز نمود ، جايي كه او توسط بابي دول و بعد هم "پل جونز" رشد يافت . اين موضوع به قبل از خريدن اين ليگ توسط "تد تارنر" و ايجاد WCW باز مي گردد . يعني زماني كه رقابت سنگيني بين WCW و WWF در دهه ي نود ايجاد شده بود . تري براي چند سال در آنجا به فعاليت پرداخت و بعد از آن به WWF پيوست .

در طول كريرش او با "باربارين" در قالب تيم The Power Of Pain”" به همكاري پرداخت و از مهم ترين درگيري هاي آنها مي توان به رقابت خاطره انگيز آنها با گروه The Hart Foundation و گروه The Road Warriors اشاره كرد . در زندگي شخصي هم The Road Warriors (هاوك و د ارجينال انيمال) از مشوقهاي اصلي تري بودند . فنون او هميشه زيبا و جذاب بودند و قفل The Warlord Lock او هميشه درد را حتي به بيننده نيز انتقال ميداد . همانند بيشتر رستلرهاي ديگر ، او نيز هم شخصيت "محبوب" و هم شخصيت "منفور" را تجربه كرد ، با وجود اين او بهترين دوران خودش را با شخصيت هيل سپري كرد . من يك دليل براي تحسين كردن وي دارم و آن هم اينكه او بزرگترين و گنده ترين انساني بود كه تا به حال ديده بودم . من هميشه اينگونه ورزشكاران را دوست داشتم چون از ديد من فوق العاده اند .

موضوعي براي هيل ها

وقتي شما كودك هستيد ، اغلب كشتي گيراني كه بزرگترين لحظات را خلق مي كنند ، ستارگان هيل هستند . شما آنان را به خاطر مي آوريد چون آنها را دشمن خود مي دانيد . در آن مقطع سني با خود مي گوييد ، هر گاه بزرگ شدم آنها را همانند يك سوسك له خواهم كرد .

آيا مي دانيد سوپراستاري كه من در كودكي واقعا از او متنفر بودم چه شخصي بود ؟

مستر فوجي . من واقعا به او آلرژ‍ي داشتم  . نمي دانم چرا و فقط از او نفرت داشتم . همچنين اشخاصي مشابه "ريك رود" !  او يك هيل بزرگ بود اما شخصيت كاملي داشت .

شخص سومي هم وجود داشت كه حالم را در كودكي مشوش مي نمود . مستر پرفكت ! استاري گستاخ و انزجار آور  ; قصد دارم در مورد اين سه صحبت كنم :

مستر فوجي احتمالا يكي ديگر از كشتي گيران حرفه اي هست كه نسل امروز با وي آشنايي ندارد . نام واقعي او "هاري فوجي وارا" و اگر چه او دوران حرفه ايش را به عنوان يك كشتي گير آغاز كرد اما بيشتر شهرت او با منيجريش تكامل يافت . دوران اوج كشتي او كمي قبل از شروع زندگي من بود . جايي كه او همراه با پارتنر هاي خود " پروفسور تورو تانكا" و "مستر سايتو" از تيم هاي شناخته شده ي WWF محسوب مي شدند . او درسال 2007 به عنوان هال آف فيم شناخته شد .

ريك رود--به وي‍ژه اگر شما نام واقعي او را به آنها بگوئيد . يعني "”Ravishing Rick Rude  !

او يك هيل بزرگ بود و در اين راه بيش از حد تصور ، مطمئن عمل مي كرد . او به اندازه اي خود را گستاخ جلوه مي داد كه شما آرزو مي كرديد در راه ورود به رينگ پايش بر روي يك پوست موز بلغزد و يا به هر نحو ديگر در اين راه صدمه ببيند . او هم در WCW و هم در WWF فعاليت داشت كه اين فعاليت به اواخر دهه ي هشتاد و دهه ي نود محدود ميشد . متاسفانه او در سال 1999 بر اثر يك بيماري قلبي درگذشت . او تنها 40 سال سن داشت .

مستر پرفكت--  نامي كه همه او را با آن مي شناختند كه البته نام اصلي وي "كارت هنيج" بود كه در بخشي از دوران حرفه اي او در WWF نام مستر پرفكت براي وي برگزيده شد . او پسر "لاري د آكس هنيج" بود . اهل "مينئا پليس" و مدتهاي طولاني قبل از پيوستن به WWE در كمپاني قديمي AWA فعاليت مي نمود . او در سالهاي 1990 و 1991 كمربند بين قاره اي (كمربند فعلي جان موريسن) را در اختيار داشت و سر انجام آن تايتل را در يك مسابقه ي خاطره انگيز به "برت هارت" واگذار كرد . براي آنهايي از ما كه دوران حرفه اي او را ستايش مي كنيم _حتي دوران تنفر خود از او به عنوان يك كاراكتر هيل- باز هم غم انگيز است كه به ياد داشته باشيم كه مصدوميت ، دوران حرفه اي و مفيد او را در WWF كوتاه نمود . او بعد از اين اتفاق كه در دهه ي نود رخ داد بي كار ننشست و به نوعي با گزارشگري و حتي حضور در شو هاي پايه و منطقه اي كشتي حرفه اي ، به اين بيزنس خدمت كرد . هال آف فيمي كه در سال 2003 فوت كرد .

وقتي من در مورد اين اشخاص فكر مي كنم و به ياد مي آورم كه چقدر از آنها متنفر بود ، درك مي كنم آنها چقدر شخصيتهاي مستعدي بودند . در حقيقت انجام كار آنها به نحو احسنت بود كه ما را آز آنها متنفر مي ساخت . .

زماني كه كوچك بودم ، فرصت زيادي براي رفتن به تماشاي زنده ي كشتي حرفه اي نمي يافتم . درآمد خانوادگي نا چيز بود و موضوعاتي همچون تامين غذاي روزانه در اولويت ساير چيزها قرار داشت . مادرم هنوز در مورد اينكه چطور به ما اجازه داد تا به ديدن يك برنامه ي تلوزيوني در مورد يكي از رسولمنيا هاي تاريخ كه در سان فرانسيسكو برگزار ميشد برويم . من فكر مي كنم آنجا "وايلد سامونز" و شايد "هالك هوگن"  را ديدم اما هيچ كدام از آنها را به خوبي به ياد ندارم . يكي از نگراني هاي مادرم اين بود كه چطور قانع شده تا 10 دلار به ما دهد تا به ديدن اين برنامه رويم . پولي كه در زمان خود براي ما بسيار هنگفت بود و مادرم تا مدتها اين پرداخت را فراموش نكرد .

-----------------------------------------

"عكس منتخب پست"

 

 

 

------------------------------------------

خب اميدوارم از فعاليت امروز وب رضايت كافي داشته باشيد .

اين نكته رو بايد خدمت شما عرض كنم كه در آينده اي نزديك برنامه هاي وي‍ژه تري براي وب شما عزيزان در نظر گرفتيم كه قطعا در راستاي خشنودي طرفداران باتيستا گامي بزرگ خواهد بود . فقط تنها درخواست بنده اينه كه ما رو از نظرات و مخصوصا انتقادات خود بي بهره نزارید

وقت خوش .

شاد و تندرست باشيد .

نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 19:12 توسط جلال| |